او نيست آيا تمام اعمال بشر كه صادر مىشود از او مثل يد افليجى است كه اختيار در آنها ندارد يا فرق دارد بالوجدان و بالفطره و عقل اين قوه حاكم است كه فرق دارد اگرچه بعضى قائلند به اينكه افعال انسان بلا اختيارى است و مثل يد افليج مىماند و هيچ اختيارى انسان در اعمال خود ندارد كه آن را جبر مىنامند و پيروان آن را مذهب جبريه مىنامند كه آنها اشاعره از اهل سنت مىباشند
ولى آن قوه انسان كه گذشت مىگويد تمام اينها كذب محض است و بلكه تمام اعمال بشر به اختيار خود صادر مىشود و مجبور در اعمال نيست بلى ممكن است بعض موارد شخصى انسان را مجبور كند به يك فعلى يا در بعض اعمال مجبور باشد و بلا اختيار آن فعل را بجا بياورد ولى مثل اين مورد خارج از بحث ماست و ما هم قبول داريم كه در اين موارد مجبور است ولى ساير موارد ديگر بلا اشكال به اختيار خود انسان است ممكن است ايجاد كند آن فعل را و ممكن است ايجاد نكند و اختيار در فعل يا ترك آن را دارد و دليل بر اين مطلب همان وجدان و فطرت و عقل است كه حاكم است كه انسان در تمام حالات فعلى را كه مىخواهد بجا بياورد اختيار برآن فعل يا ترك آن را در تمام حالات دارد
مثلا اگر شخصى اراده كرد حيوانى را ذبح كند قبل از آنكه اين عمل را بجا بياورد اختيار در فعل و ترك آن دارد و همچنين وسط آن عمل كه مثلا كاردى بدست گرفته و مىخواهد الآن آن حيوان را ذبح كند و كذا تا آخر اين عمل از اول كه اراده نداشته و بعد از آنكه اراده مىآيد و در حين عمل تمام اين افعالى كه از او صادر مىشود و سبب ذبح اين حيوان مىشود تمام اين اعمال به اختيار انسان
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 253
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٥٣