تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ثم إنّه يمكن مما حققناه ان يقع الصلح بين الطرفين و لم يكن نزاع فى البين بان يكون المراد بحديث الاتّحاد ما عرفت من العينية مفهوما و وجودا حقيقيا و انشائيا و يكون المراد بالمغايرة و الاثنينية هو اثنينية الانشائى من الطلب كما هو كثيرا ما يراد من اطلاق لفظه و الحقيقى من الارادة كما هو المراد غالبا منها حين اطلاقها فيرجع النزاع لفظيا فافهم
شرح
قوله : ثم إنّه يمكن الخ بعد از آنچه كه تحقيق نموديم در معنى طلب و اراده ممكن است صلح بدهيم بين طرفين اشاعره و عدليه و معتزله و كارى كنيم كه اصلا نزاعى در بين نباشد به اينكه بگوئيم مراد از حديث اتحاد از آنچه كه شناختى اين بود كه طلب و اراده مفهومى و وجود حقيقى و وجود انشائى متحد هستند در اين سه مورد و مراد از مغايرة و دو معنى بودن طلب و اراده در اينست كه طلب انشائى كه از اطلاق لفظ و ظهور لفظ طلب پيدا مىشود كما آنكه گذشت با اراده حقيقى كه او هم از اطلاق و ظهور لفظ اراده پيدا مىشود مغايرة دارند كه ما هم قبول داريم اين مطلب را پس رجوع مىشود بنزاع لفظى فافهم .

[ در مختلف بودن معناى طلب و اراده و عدم اتحاد آنها ]

مخفى نماند كه طلب و اراده دو لفظى مىباشند با دو معناى متباين و معناى طلب و مفهوم آن عمل خارجى است مثل طلب ماء يعنى كسى كه دنبال آب بگردد و طلب كسى كه مال او را برده‌اند كسى را مىگويند كه گردش كند و دنبال طلبكارش بگردد و همچنين طلب ضاله و گم‌شده به همين معنى است چه آنكه طلب شخصى و سعى خود انسان باشد يا طلب از غير و سعى غير را طلب كند و اين جهاتى كه ذكر نموديم تماما صفت افعال خارجيه است كه معناى طلب است و صفت فعل است بخلاف اراده كه از صفات نفسانيه است و كم فرق بينهما و اراده‌اى كه تعبير شده است به او بشوق مؤكد با مقدماتش اول پيدا مىشود و بعد از آن طلب است و اراده و طلب علت و معلول مىباشند و علت و معلول بلا اشكال دو شىء خارجى مىباشند و از اينجا معلوم شد كه كلام مصنف كه فرمود طلب و اراده اتحاد دارند