تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
از اين دو لفظ كه آن را ملكيت مىنامند و همچنين زوجيت و وجوب و حرمة و ساير احكام شرعيه و عقلائيه مثل اين‌ها كه ذكر نموديم وجود خارجى حقيقى ندارند بلكه آنها وجود اعتبارى دارند كه عقلاء آنها را معتبر مىدانند و آثارى هم بر آنها مترتب مىشود يعنى مثلا بعت و اشتريت كه گفتيم ملكيت كتاب مثلا متعلق بشما بوده قبلا و الآن متعلق به من مىباشد . و همين معنى است كه مصنف مىفرمايد « ربما يكون هذا منشأ » يعنى اين امور اعتباريه اگر از منشأ اعتبارش ايجاد بشود مثلا صيغه از شخص عاقل بالغ و غيره از شرائط آن ايجاد بشود نه از هركس اين امر اعتبارى احكام شرعيه يا عرفيه بر آنها مترتب مىشود و اين امور اعتباريه اسباب آنها بعض موارد اختياريه است مثل مثلهايى كه زديم مثل ملكيت و زوجيت و غيره . و بعض موارد اسباب غير اختياريه دارند و بلا اختيار ايجاد مىشود مثلا موت ميت سبب مىشود كه وارث او مالك شوند اموال ميت را ولى مالك شدن آنها به اختيار وارث و مورث نبوده است و همچنين تلف مال مردم موجب ضمان مىشود و اين مفهوم ضمان امر اعتبارى است كه بعض موارد بدون اختيار ايجاد مىشود مثل اتلاف مال غير بدون اراده و اختيار مثل آنكه سهوا و بلا اختيار مال غير را تلف نمود و اين امور اعتباريه بلا اشكال اسباب آنها مثل بعت و اشتريت و غير اين‌ها وجود خارجى حقيقى دارند و آيا خود اين امور اعتباريه هم وجود خارجى دارند يا نه محل خلاف است بين اعلام و بعضى از اعلام قائلند به اينكه اين‌ها هم امور حقيقيه مىباشند ولى ادعاء موجود مىشوند كه انشاء آنها اعتباريست نه منشأ آنها و اين جهت هم باز اشكال
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 242 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى