سوم آنكه اطلاق تكلم بر خداى تعالى صحيح است و اينكه خداى تعالى متكلم است بلا اشكال و اين هيئت هيئت اسم فاعل است كه وضع شده است از براى ذاتى كه مبدأ به او قيام وصفى داشته باشد كما اينكه قبلا گفتيم و از اين جهت اطلاق نمىشود و استعمال نمىشود متحرك و ساكن و نائم الا بر كسى كه متلبس به حركت است يا متلبس به سكون يا متلبس بنوم است و كسى كه ايجاد بكند حركت و سكون را يا نوم را اطلاق بر او نمىشود .
و اين مطلب واضح است كه كلام لفظى ممكن نيست خداى تعالى متصف به او بشود چون ذات اقدس الهى قديم است و اتصاف او بامر حادث مثل كلام لفظى محال است پس چارهاى نداريم مگر آنكه بگوئيم كلام قديم است و همچنان كه خود ذات اقدس الهى قديم است صفت او هم قديم است جواب آنكه مبدأ در صيغه متكلم كلام نيست به جهتى آنكه مبدأ قائم بمتكلم نيست مثل قيام صفت به موصوف خودش مثل ضارب و قائم و غيره حتى در غير خداى تعالى به جهت آنكه كلام كيفيتى است كه عارض مىشود صوت را و آن صوت هم از تموج هوا پيدا مىشود و كلام قائم به هوا است نه بمتكلم و مبدأ در صيغه او تكلم است و تكلم همچنان كه گذشت ايجاد كلام است چه از براى خالق و چه از براى مخلوق .
و اما اينكه هيئت اسم فاعل را گفتيد وضع شده است براى قيام مبدأ بالذات مثل قيام وصف بموصوف خودش اين اشتباه و غلط است به جهت آنكه در باب مشتق قبلا گذشت كه هيئت نسبت مىدهد مبدأ را بذات نسبت ناقصه و قائم است مبدأ بذات نحوى از قيام و اما خصوصيات قيام مبدأ به ذات ايجادى
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 235
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٣٥