در استعمال لفظ در لفظ گذشت .
دليل دوم آنها گفتهاند كه خداى تعالى توصيف نموده ذات خودش را بتكلم و فرموده است كلم اللّه موسى تكليما و تكلم صفتى از اوصاف خداى تعالى است و چون ذات اقدس الهى قديم است محال است كه صفت او حادث باشد و چارهئى نداريم ما مگر اينكه بگوئيم يا خداى تعالى نعوذ باللّه حادث است و اينكه محال است بلا اشكال يا بگوئيم كلام قديم است و چونكه كلام لفظى امر حادثى است تدريجا حادث مىشود جزء او و معدوم مىشود جزء ديگرى پس لابد ما بايد ملتزم بشويم كه كلام نفسى غير اين كلام لفظى است كه متداول است بين مردم و قهرا كلام نفسى بايد قديم باشد همچنان كه موصوف او كه ذات اقدس الهى است قديم است .
جواب از اين مطلب را قبلا گفتيم كه صفاتى كه قديما براى ذات اقدس الهى است آنها صفات ذاتيه هستند مثل علم و قدرت و حيوة از جهتى كه اينها عين ذات هستند و متصف بضد آنها ممكن نيست خداى تعالى بشود و اما صفات فعليه خداى تعالى آنها معتبر نيست كه قديم باشند بلكه قديم بودن آنها محال است مثل خلق و اماته و رزق و امثال اينها پس معنى ندارد بگوئيم خداى تعالى متصف به اين صفات بوده است در قديم و صفت تكلم صفت فعل است نه صفت ذات و لذا متصف به ضدش مىشود كما آنكه گفتيم كلم اللّه موسى و لم يكلم شداد و چه محذورى دارد كه خداى تعالى ايجاد كند كلام را كما آنكه ساير بندگانش ايجاد مىكنند كلام را بله قدرت بر ايجاد كه قدرت از صفات ذاتيه است كما آنكه گذشت قديم است و متحد با ذات است و نفس خود كلام حادث است كما در كلام باقى مخلوقات
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 234
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٣٤