تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
نفسى از اين‌ها در مىآيد يا نه اما جمله خبريه وقتى ما تفحص كنيم در اجزاء و هيئت آن مىبينيم نه چيز در جمله خبريه وجود دارد چه ثبوت شىء لشيء باشد يا سلب شىء از شىء باشد مثلا جمله زيد قائم در اين كلام لفظى نه چيز وجود دارد . اول مفردات جمله و ماده آن و هيئت آنكه خود زيد باشد و قائم باشد . دوم معانى مفردات و مدلول الفاظ كه معنى زيد فرد خارجى است و معنى قائم هم آن شىء كه ثابت است بر او قيام سوم هيئت تركيبيه جمله كه البته زيد مقدم باشد و قائم مؤخر چهارم آن چيزى كه و آن معنائى كه دلالت مىكند برآن هيئت تركيبيه يعنى نسبت قيام را بزيد دادن كه اين معناى جمله تركيبيه است . پنجم تصور مخبر و متكلم ماده جمله و هيئت آن را يعنى تصور مفردات آنها ششم تصور مخبر ايضا معنى را به ماده جمله و هيئت جمله يعنى بتمامه را مجموعا . هفتم مطابق بودن نسبت اين جمله لفظيه در خارج يا مطابق نباشد در خارج هشتم علم متكلم و مخبر به مطابقه اين جمله در خارج يا علم بعدم آن در خارج يا شك او كه مطابق هست يا نه . نهم اراده متكلم و مخبر است براى ايجاد جمله در خارج كه اين اراده ايجاد مقدماتى دارد كه به تصور فائده و مقدمات ديگر آن و اشاعره قائلند كه كلام نفسى هيچ‌كدام از اين امور نه‌گانه كه ما از جمله بيان كرديم نيست و كلام نفسى غير اينهاست . و اما جمله انشائيه آنست كه اجزاء آن هفت قسم مىشود از اقسامى كه ذكر