تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
الانشائى منه عند اطلاقه كما هو الحال فى لفظ الطلب ايضا و ذلك لكثرة الاستعمال فى الطلب الانشائى كما ان الامر فى لفظ الارادة على عكس لفظ الطلب و المنصرف عنها عند اطلاقها هو الارادة الحقيقية و اختلافهما فى ذلك الجاء بعض اصحابنا الى الميل الى ما ذهب اليه الاشاعرة من المغايرة بين الطلب و الارادة خلافا لقاطبة اهل الحق و المعتزلة من اتحادهما فلا بأس به صرف عنان الكلام الى بيان ما هو الحق
شرح
قوله : و لو ابيت الا عن كونه الخ و اگر اشكال بكنيد كه امر حقيقت در طلب است مطلقا چه حقيقى و چه انشائى جواب مىگوييم كه صحيح است كه بر هر دو حقيقت است ولى انصراف در طلب انشائى دارد در موقعى كه مطلق باشد كما اينكه اگر لفظ طلب را هم استعمال كنيم انصراف در انشائى دارد و اين انصراف در انشائى به جهت كثرة استعمال در طلب انشائى است كما اينكه امر در لفظ اراده برعكس لفظ طلب است يعنى انصراف در اراده حقيقيه دارد در موقعى كه اطلاق دارد . و اين اختلاف اراده و طلب كه اراده انصراف در اراده حقيقيه دارد و طلب انصراف در طلب انشائى دارد موجب شده است كه بعض اصحاب ما ميل پيدا كنند بسوى آنچه كه رفته‌اند اشاعره كه مىگويند طلب و اراده مغايرة دارند با همديگر مفهوما و مصداقا خلافا براى قاطبه اهل حق كه شيعيان باشند و معتزله كه قائل به اين هستند كه طلب و اراده متحد هستند با هم مفهوما و مصداقا پس مانعى ندارد كه ما رها كنيم عنان كلام را بسوى بيان آنچه كه حق است اگرچه تحقيق نموديم ما قبلا در بعض فوائدمان الا اينكه اگر حواله بدهيم به اينكه برويد و پيدا كنيد خالى از محذور نيست و ديگر اينكه اگر اعاده كنيم بدون فائده و استفاده نيست پس مناسبت دارد كه ما در اينجا باز بگوئيم و متعرض اين