تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
الجهة الرابعة الظاهر ان الطلب الذى يكون هو معنى الامر ليس هو الطلب الحقيقى الذى يكون طلبا بالحمل الشائع الصناعى بل الطلب
شرح
است با اذن در ترك و بلكه معنى وجوب همان اطاعت مولا است و مصاديق آن اطاعت است و اين معانى بقرائن خارجيه و از لوازمات معنى است كما لا يخفى . بعضى از اعلام قائلند به آنكه ماده امر دال بر وجوب است ولى باطلاق به اين معنى كه طلب وجوبى آن طلب تام است كه نقصان و ضعفى در آن نيست بخلاف طلب استحبابى كه محدود است به حد ناقص و ضعف و مرتبه‌اى از طلب است و از اين جهت طلب وجوبى محتاج به شيئى نيست بخلاف طلب استحبابى كه محتاج به حد است و طلب مطلق را بايد حمل باعلا مراتب طلب نمود كه وجوب است بخلاف استحباب كه احتياج بقيد دارد جواب آنكه اگر طلب از طرف عالى باشد قهرا برگشت به آنچه كه ما گفتيم مىشود و اگر مجرد طلب باشد و لو از غير عالى باشد ففيه ما لا يخفى

[ جهة رابعة : در طلب و اراده است ]

قوله : الجهة الرابعة الخ لا يخفى بر اينكه لفظ طلب و اراده مفهوما و انشاء و مصداقا آيا متحد هستند يا مختلف نظر مصنف آنست كه متحد هستند هر دو و لو بعضى نسبت ببعض معانى انصراف دارند كما آنكه از مطالب آينده ظاهر مىشود - گفتيم كه لفظ امر معانى زيادى دارد يكى از آنها طلب است حال اين معنى امر طلب حقيقى است يا غيره مصنف مىفرمايد معنى امر نيست طلب حقيقى بلكه طلب انشائى است و نسبت بحمل شايع صناعى طلب و گفتيم حمل بر دو قسم است حمل اولى ذاتى كه موضوع و محمول مفهوما و مصداقا يكى هستند مثل الانسان حيوان ناطق كه هر دو يكى هستند و حمل
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 223 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى