تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
به غير مركب و قد افاد فى وجه ذلك ان مفهوم الشىء لا يعتبر فى مفهوم الناطق مثلا و الا لكان العرض العام داخلا فى الفصل .
شرح
و كلام ما در اينست كه در مشتق مثل ناطق آيا به نظر ثانوى ذاتى است كه متلبس باشد به مبدأ يعنى ذاتى كه متلبس بنطق باشد كه بتحليل عقلى سه چيز در ذهن مىآيد ذات و مبدأ كه نطق باشد و نسبت بين ذات و مبدأ نسبت ناقصه يا يك چيز در ذهن مىآيد كه بسيط باشد و لو معانى ديگر براى مركب و بسيط ذكر نموده‌اند كه رجوع بمطولات بايد بشود

[ معتبر نبودن مفهوم شيئى يا مصداق آن در مشتق ]

و دليل آورده محقق شريف بر اينكه معنى مشتق بسيط است گفته است كه در مفهوم مشتق اگر مركب باشد لابد يا مفهوم شىء در او گرفته شده است يا مصداق شىء اگر مفهوم شىء گرفته شده باشد مثل اينكه در ناطق بگوئيم معنى ناطق شىء ثبت له النطق است كه اگر مفهوم شيئى را بگيريم در ناطق لازم مىآيد عرض عام جزء ذاتى بشود و اين محال است چونكه شىء مفهوم آن عام است و تمام ممكنات و ممتنعات بلكه ذات اقدس الهى را شامل مىشود كه در روايات داريم خداى تعالى كه او شىء لا مثل الاشياء است و حاصل آنكه ناطق در علم منطق ثابت شده است كه فصل و ذاتى انسان است در تعريف انسان كه مىگوييم الانسان حيوان ناطق و مفهوم شيئى اگر جزء معنى ناطق بشود لازم مىآيد عرض عام جزء ذاتى بشود همين‌طورى كه گذشت و در علم ميزان و منطق ثابت شده است كليات خمس كه سه عدد آنها نوع و جنس و فصل باشد ذاتيات شىء هستند و عرض عام مثل ماشى و عرض خاص مثل ضحك خارج از ذاتيات شىء هستند و ممكن نيست كه عرض داخل در ذات بشود يا ذات داخل در عرض بشود .