و لو اعتبر فيه ما صدق عليه الشىء انقلبت مادة الامكان الخاص ضرورة فان الشىء الذى له الضحك هو الانسان و ثبوت الشّيء لنفسه ضرورى .
شرح
قوله : و لو اعتبر فيه ما صدق عليه الشىء الخ و اگر مصداق شيئى را گرفتيم در ناطق منقلب مىشود قضيه ممكنه خاصه بضرورى يعنى ضحك كه براى انسان ممكن خاصه بود يعنى ممكن بود باشد و ممكن بود نباشد براى انسان ضرورى و حتمى مىشود كه در مثال الانسان ضاحك مىگوييم الانسان انسان ثبت له الضحك كه اين ضرورى است نمىشود لفظ انسان را از انسان سلب نمود
پس ثبوت شىء لنفسه ضرورى است براى اينكه آن شىء كه در خارج ضحك براى او ثابت است فقط انسان است نه بقر و نه ابل و نه غنم و غيره از حيوانات پس نه مفهوم شيئى را مىتوان گرفت در ناطق چون لازم مىآيد داخل شود عرض در ذات و نه مصداق شيئى را مىتوان گرفت چون لازم مىآيد ضرورى شدن ممكنه خاصه
اين ملخص آنچه است كه محقق شريف گفته بود
و صاحب فصول در كتابش ذكر نموده اين مطلب را بعد صاحب فصول اشكال نموده بمحقق شريف كه ما شق اول را اختيار مىكنيم يعنى مفهوم شيئى را جزء مشتق مىگيريم و اشكالى كه شما فرموديد لازم مىآيد كه عرض داخل در ذات بشود ما دفع مىكنيم به اينكه ناطق را منطقيين فصل قرار دادهاند و او را مجرد برهنه از ذات نمودهاند چونكه در لغت معنى ناطق ذات ثبت له النطق مىباشد و منطقيين ذات او را مجرد نمودهاند و مجاز شده است پس ناطق ذات نيست كه لازم بيايد داخل شدن عرض در ذات
ولى صاحب كفايه ردى بر صاحب فصول نموده و فرموده است كه ما قطع