تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
و من مطاوى ما ذكرنا هاهنا و فى المقدمات ظهر حال سائر الاقوال و ما ذكر لها من الاستدلال و لا يسمع المجال لتفصيلها و من اراد الاطلاع عليها فعليه بالمطولات
شرح
ذهنيه آنست كه موضوع آن در ذهن باشد و در خارج نباشد مثل اجتماع نقيضين محال است يا شريك البارى ممتنع و امثال اين قضايا كه موضوع آنها در ذهن است و اما قضيه خارجيه آن قضيه‌اى است كه موضوع او در خارج باشد و لو در گذشته يا آينده مثل اكرم كل عالم بنا بر اينكه قضيه خارجيه باشد . سوم قضيه حقيقيه است و قضيه حقيقيه آنست كه موضوع او مقدر باشد مثل قضيه اكرم كل عالم كه برگشت به اين مىشود كل انسان وجد فى الخارج و كان عالما يجب اكرامه كه الآن آنچه كه موجود است در خارج از موضوعات شامل مىشود و بعدا هم الى يوم القيمة هر فردى كه موجود باشد از عالم شامل او خواهد شد و آيه ؛لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَو همچنين آيه سرقت و زنا و ساير احكام تماما در قضاياى حقيقيه است و ربطى بمشتق ندارد و بحث مشتق در قضاياى خارجيه مىآيد كه اگر عالم علم از او منقضى شد آيا باز هم صادق است بر او عالم يا نه اما قضاياى حقيقيه مجرد ثبوت موضوع حكم هم بر او ثابت است و محال است كه حكم تخلف كند از موضوع بله بحث ديگرى هست كه بعد از ثبوت موضوع آنا ما براى ثبوت حكم كافى است و لو حكم آينده باشد نظير موضوع حدود كما آنكه در آيه سرقت و زنا گذشت يا نه بايد مادامىكه موجود است متصف به آن وصف هم باشد

[ لياقت نداشتن ظالم بر منصب امامت ]

در بحث خلافت و امامت از روايات و از قرائن ثابت مىشود كه يك آن ما اگر كسى متلبس بظلم و عبادت بت نمود اين شخص قابليت ندارد و لو از او گذشته باشد كمال آنكه گذشت و تأكيد مىكند اين مطلب را در عده از روايات وارده