تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
لا يصدق على من لم يكن متلبسا بالمبادى و ان كان متلبسا بها قبل الجرى و الانتساب و يصح سلبها عنه كيف و ما يضادها بحسب ما ارتكز من معناها فى الاذهان يصدق عليه . ضرورة صدق القاعدة عليه فى حال تلبسه بالقعود بعد انقضاء تلبسه بالقيام مع وضوح التضاد بين القاعد و القائم بحسب ما ارتكز لهما من المعنى كما لا يخفى .
شرح
بلى استصحاب نفس حكم براى شخص مانعى ندارد چونكه يك ساعت قبل مثلا واجب بود براى من صلاة ادائى و شك در آن استصحاب مىكنم يا وجوب روزه الآن استصحاب وجوب آن را مىكنم نظير وجوب اكرام عالم عادل بعد از وجوب عدالت او برود استصحاب وجوب اكرام را مىكنم بر آن شخصى و مىگوييم فعلا اكرام واجب است چون قبلا واجب بود . قوله : فاذا عرفت ما تلونا عليك فاعلم الخ بدان به‌درستى كه اقوال در مسئله مشتق اگرچه زياد است الا اينكه حادث شده اين كثرة بين متأخرين بعد از آنكه در بين متقدمين دو قول است كه آن متلبس به مبدأ يا اعم بعد از اين در بين متأخرين اقوال زياد شده چون گمان كرده‌اند كه مشتق كه مبادى او مختلف شده در معنى بعضى بحرفه و فن گرفته شده و بعضى به ملكه و بعضى به فعليت يا عوارض و احوال آن مثل موضوع و مبتداء شدن آن مشتق يا غيره خيال كرده‌اند كه وقتى مبادى و عوارض مشتق مختلف شد بحث در مشتق هم مختلف مىشود در حالى كه ما قبلا گفتيم اختلاف در مبادى مشتق موجب اختلاف در ما نحن فيه نمىشود و مىآيد در بين اثناء استدلال مزيد بيانى و مختار ما اعتبار تلبس فى الحال است مثلا در زيد قائم بايد الآن تلبس به مبدأ داشته و متاخرين از اصحاب با اشاعره موافق اين مطلب هستند ولى متقدمين با معتزله مخالف هستند و دليل بر اينكه در مثل زيد قائم بايد تلبس به مبدأ در حال