لا يقال يمكن ان يكون المراد بالحال فى العنوان زمانه كما هو الظاهر منه عند اطلاقه و ادعى انه الظاهر فى المشتقات اما لدعوى الانسباق من الاطلاق او بمعونة قرينة الحكمة لانا نقول هذا الانسباق و ان كان مما لا ينكر الا انهم فى هذا العنوان بصدد تعيين ما وضع له المشتق لا تعيين ما يراد بالقرينة منه .
شرح
قوله : لا يقال يمكن الخ و كس اشكال نكند كه ممكن است مراد به حال كه مىگوييم حال نطق باشد نه حال تلبس ذات به مبدأ كما آنكه اسمى را مطلق گذارديم مثلا گفتيم زيد ضارب يا ناطق بلكه مطلق اسماء مثل زيد انسان يا جسم يا غيره در حال نطق دارد كما اينكه بعضى ادعاء اين مطلب را كردهاند و دليل آنها هم يا اينست كه اين حال نطق به واسطه تبادر اطلاقى در ذهن مىآيد يا به واسطه قرينه حكمت است كه چون قرينه غدا يا امس براى او نياورديد الآن را شامل مىشود .
كما آنكه گذشت ولى ما جواب مىگوييم كه اگرچه اين انسباق و تبادر را نمىتوان انكار كرد ولى در اين عنوان ما مىخواهيم معين كنيم ما وضع له مشتق را و معناى آن را معين كنيم كه مشتق فقط حقيقت در متلبس به مبدأ است يا شامل غيره هم مىشود نه اينكه آنچه از قرينه مراد معلوم مىشود ما معين كنيم چون آنجا كه قرينه دارد محل نزاع نيست محل نزاع ما در ما وضع له مشتق است فقط مثلا اگر متعارف در محلى آب شيرين مصرف مىشود به آنكه آب غير شيرين هم موجود است اگر مولى گفت قدرى آب بياوريد بدون قرينه و آب شيرين آوردند دلالت ندارد اطلاق بر آب شيرين كه موضوع له آب فقط آب شيرين است بلكه موضوع له مطلق آب است و لو انصراف دارد به آب شيرين .