تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
الثالث عشر انه اختلفوا فى ان المشتق حقيقة فى خصوص ما تلبس بالمبدا فى الحال او فيما يعمه و ما انقضى عنه على اقوال بعد الاتفاق على كونه مجازا فيما يتلبس به فى الاستقبال و قبل الخوض فى المسألة و تفصيل الاقوال فيها و بيان الاستدلال عليها ينبغى تقديم امور .
شرح
معقول است پس معين است حتما كه التفات دارد التفات استقلالى به موضوع و محمول و نسبت در آن واحد و همين معنى است كه مىگويند لازمه دارد حمل و حكم جمع بين لحاظين استقلاليين در هر حكمى دليل سوم ممكن است انسان در آن واحد چندين كار را بكند مثل اينكه كلامى را بگويد براى معانى و حركت بدهد دستش را براى معنى ديگر با اينكه دو معنى دو اراده استقلالى مىخواهد و در آن واحد هم ايجاد شده آن دو اراده كما لا يخفى .

[ امر سيزدهم بحث در مشتق است ]

قوله : الثالث عشر الخ سيزدهم از امورى كه گفتيم در مقدمه بايد گفته بشود در بابت مشتق است در اينجا اختلاف نموده‌اند در اينكه مشتق حقيقت است فقط در خصوص آن چيزى كه تلبس به مبدأ مىشود در حال يعنى موقع تلبس ذات به مبدأ و نسبت يكى باشد مثلا زيد ضارب است در زمان گذشته يا ضارب است در زمان آينده و يا ضارب هست الآن كه اگر مطابق با زمان نسبت و زمان تلبس ذات به مبدأ باشد حقيقت است يا عام است مثلا اگر زيد ديروز ضارب بود آيا صحيح است الآن بگوئيم به او ضارب حقيقتا يا الآن مجاز است كه نسبت را الآن به او بدهيم چونكه ديروز ضارب بوده و الآن ضارب نيست در اين بابت اختلاف نموده‌اند علماء بر اقوالى - بعد از اينكه اتفاق دارند بر مجاز بودن مشتق اگر ذات متلبس به آن بشود آينده و در زمان استقبال مثلا بگويد زيد ضارب است الآن در حالى كه در واقع زيد فردا ضارب است اين مجاز است و قبل از آنكه وارد