حقيقى است ولى فرقى كه دارند آنكه اعلام شخصيه چون معانى آنها محصور است البته هر معنائى يك وضعى دارد بخلاف باب حروف كه چون افراد و جزئيات آن غير محصور است لذا از خود مصنف گذشت كه عام وجه براى افراد و جزئيات خارجيه ممكن است شود و از اين جهت متأخرين مىگويند وضع عام موضوع له خاص در حروف و امثال آن آنست كه :
سؤال مىكنيم در اينجا آيا عام يك معنى است و يك لفظ و يك صورة است كه براى افراد ما لا نهاية له وجه شده است و عنوان شده است بلا اشكال يك اراده است و يك وجه است چگونه ممكن است بنا بر قول مصنف اين يك وجه براى اشياء مختلفه وجه آنها بشود .
و حاصل همچنان كه گذشت فرق بين اعلام شخصيه و وضع عام موضوع له خاص نيست مگر رسيدن به آن افراد به واسطه عام و اين وجه عام يك معنى بيشترى نيست و يك لفظ بيشتر نيست و يك اراده هم روى آن بيشتر نرفته است هرچه را كه اينجا جواب داديم جواب استعمال لفظ در اكثر از معنى هم جواب بدهيم .
به همين قسم ممكن است عام استغراقى را بگوئيم مثل عالمون مثلا علامت جمع و او است و چگونه ممكن است اين و او را فرض كنيد وجه هزاران نفر افراد شخصيه بشود در يك استعمال چونكه فرض آنست كه و او يك كلمه و يك لفظ بيش نيست .
دليل دوم زيد قائم كه گفتيم و هر محمولى را كه بر موضوع حمل كرديم قهرا بايد تصور موضوع و محمول استقلالا بشود پس در آن واحد دو اراده استقلالى روى دو شيئى كه موضوع و محمول بلكه نسبت هم شده است .
و حاصل آنكه متكلم در حين اينكه حكم مىكند مثل زيد قائم يا غافل است يا ملتفت بموضوع و محمول و نسبت و ثالثى هم ندارد و چونكه غافل بودن او غير
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 134
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص١٣٤