1 . « النَّبِيُّ أوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهاجِرِينَ » : « 1 » پيامبر بر مؤمنان ، از خود آنها مسلّطتر است . وهمسران آن حضرت ، به منزلهء مادران مردم [ هستند ] . وأقوام هر انساني ، نسبت به أو ، در تشريع الهى ، از ديگر مؤمنان ومهاجران ، أولى مىباشند .
در آيهء شريفه ، سه مطلب ، بيان شده [ است ] : ولايت پيامبر ، حرام شدنِ ازدواج با زنان أو ، ومقدّم بودنِ خويشاوندان هر انساني بر ديگران در ارث .
مورد استدلال ، مطلب اوّل است ، كه با مثالي بيان مىشود ؛ اگر شما بگوييد : احمد از حسن ، خوشخطتر است ؛ در كلامتان ، سه نكته را بيان كردهايد :
يك : حسن ، خوشخط است .
دو : احمد نيز خوشخط است .
سه : خطّ احمد ، بر خطّ حسن ، ترجيح دارد .
در آيهء شريفه [ نيز ] خداوند متعال [ نظير اين سه مطلب را ايراد كرده و ] براي مؤمنان ، سلطه وولايتي را نسبت به خودشان ، ثابت كرده ؛ وگويا فرموده [ است ] :
« كُلُّ مؤمنٍ له الولايةُ على نفسه » .
وبراي پيامبر نيز [ آن را ] اثبات كرده ، كه :
« النبيُّ له الولايةُ على المؤمنين » .
وسلطه وولايت پيامبر را از ولايت آنها بر نفسشان ، برتر وراجحتر قرار داده ؛ وكأنّه فرموده [ است ] :
« ولايةُ النبي عليهم أقوى وأشدّ مِن ولايتهم على أنفسهم »
. پس آيهء شريفه ، به روشنى ، مُثْبِتِ ولايت پيامبر است .
2 . « وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً » « 2 » : براي هيچ مرد وزنى از مؤمنان ، امكان اين معنا نيست : هنگامى كه خدا وفرستادهء أو مطلبي را دربارهء آنها تصويب وتنجيز
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب ، آيهء 6 . .
( 2 ) . سورهء احزاب ، آيهء 36 . .