ولايت انشايى وتشريعىِ أنبيا وامامان
بيان مطلب اين كه : بر حسب مباني مكتب اسلام وبه لحاظ اين كه اسلام ، مكتبى است الهى ، اعتقادي اخلاقى ، عبادي ، سياسي واقتصادى ، وبالأخره جامع بين ادارهء أمور دنيوىِ جامعهء بشرى به نحو كامل واتّم وأمور اخروى ؛ لذا در اين مكتب ، تشكيل حكومت ودولت ، پيش بيني وپىريزى شده [ است ] ، بهگونهاى كه بتواند تمام پيروان خود را تحت پوشش حاكميّت خويش درآورد ؛ وبه نحوى شايسته و [ با ] نظامى صحيح وكامل وبه شكلى مناسبِ اقتضاى فطرت وانسانيّت جامعه وحائز مصالح ذاتُ الأبعادِ مادّىِ ومعنوىِ أو ، اداره كند ، چنانچه مدّتها نيز به دست تواناى مُشَرّع اين مكتب وبرخى از جانشينان أو ، به مرحلهء اجرا در آمده است .
ولايت معصوم به معناى حاكميّت أو در آن حكومتى است كه از طرف خداوند حاكم ومدبّر الامورِ عَلَى الإطلاق ، در حقّ پيامبران وامامان معصوم ، أنشأ وتشريع شده ؛ وخلعت امامت وولايت وادارهء أمور جامعه ، بر طبق اقتضائات زماني ومكاني ، بر قامت رساى آنان ، دوخته شده است .
اين حكومت - كه بايد آن را طبق ماهيّت اصلىاش « حكومت اسلامى » ناميد - بر پايهء سه أصل ، استوار است : والى وچگونگى ولايت أو ، تشكيلات ادارى واعضاى آن ، وبودجهء تحت سلطهء أو .
اين حكومت ، نسبت [ به ] حكومتهاى مختلفِ گذشته وامروزِ جهانى ، امتياز خاصّ دارد ؛ وبلكه در هر يك از سه بخش فوق ، از ساير دولتهاى روى زمين ، جدا مىشود ؛ لكن چيزى كه فعلًا بحث ما بدان نيازمند است ، تشريح بخش اوّل - يعنى حال حاكم ومسئله ولايت انشايى أو در حكومت اسلامى - است ؛ وتوضيح دو بخش ديگر ، محوّل به أبحاث آينده مىشود .
در تشريع اوّليّهء اسلام ، ولايت جامعه در عصر وجود معصوم - چه پيامبر باشد ، يا امامِ أصل - از آنِ شخصي معصوم است . آيات وروايات زير ، حكايت از اعطاى اين منصب وكنايت از انشاى اين مقام دارند :