خودشان بودند . تا آنگاه كه اجتماعات كوچكى در ميان آنها پديد آمد ؛ ودر نتيجة ، [ از ] تصادم أميال متخالف آنها ، اختلافاتى بروز كرد ؛ ونياز به ولىّ امر وسرپرست ومدبّر أمور پيدا نمودند .
[ ترجمهء آية ] : ما طبقهء أنبيا را بر انگيختيم وبرنامهاى براي ادارهء زندگى جامعه ، به نام كتاب آسمانى ، به آنان داديم ، كه قوانين آن ، در مقام ادراهء أمور وحلّ اختلافات ملّت ، حاكم باشد .
2 . « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » « 1 » .
[ ترجمه ] : ما فرستادگان خود را به سوى مردم ، گسيل داشتيم [ و ] نشانههاى روشن براي اثبات نبوّتشان وكتابي شاملِ برنامهء حيات جامعه وقوانين - كه سنجش حقّ وباطل ، بدان انجام يابد - به آنان عطا كرديم ؛ بدين منظور كه جامعهء بشرى ، حركت وقيام وادامهء حياتش ، طبق روش حقّ وقوانين عادلانه باشد .
3 . « رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » « 2 » .
[ ترجمه ] : فرستادگان ما كه بشارت دهندهء رحمت وبيم دهنده از غضب خداوند مىباشند ، بدان جهت اعزام شدند كه جامعهء بشريّت ، در اثر عدم [ برخوردارى از ] رهبرانِ هدايتگر وسرپرستان مدبّر - ودر نتيجة حاكميّتِ هرج ومرج بر آنها - زبان اعتراض در دنيا ويا در آخرت ، به سوى ما نگشايند وبر ما احتجاج ننمايند .
يعنى : اگر رهبر نباشد ، هرج ومرج ، لازم مىآيد .
4 . امام صادق عليه السلام فرمود : « خداى منّان ، شأنش اجلّ است از اين كه زمين پهناور وساكنان آن را بدون امام ورهبر ومدبّرِ امورِ عدالت گستر قرار دهد ومردم را اين چنين رها سازد » . « 3 »
5 . از آن حضرت سؤال شد : آيا ممكن است جامعهاى را خداوند ، بىسرپرست
هامش
( 1 ) . سورهء حديد ، آيهء 25 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 165 . .
( 3 ) . « إنّ اللّه أجلّ وأعظم من أن يترك الأرض بغير إمام عادل » . الكافي ، ج 1 ، ص 178 ، ح 6 ؛ كمال الدين ، ج 1 ، ص 229 ، ح 26 ؛ بحار الأنوار ، ج 23 ، ص 50 ، ح 95 . .