2 . ميان انسانها در تصوّرات وأفكار مغزى ودر مَلَكات واخلاق روانى ودر نيروهاى گوناگون بدني ، تمايز واختلاف واحياناً فاصلهء بسيار وجود دارد .
3 . انسانها در رابطه با أمور بسيارى ، « 1 » با هم تصادمِ فكرى ومخالفت در هدف وخواستهء مالي وجاهى وغيره پيدا مىكنند ، كه همانند تمامى سيمهاى مثبت ومنفى ، منجر به خطر ودرگيرى وبرخورد خشونتآميز وسَبُعانه مىشود .
با اين ملاحظات ، اگر انسانها به حال خود ، واگذار شوند ؛ وقوّهء قاهرهاى ، ميول « 2 » وهوسهاى آنها را تحت مراقبت وانتظام در نياورد ؛ بىترديد ، كارشان منجر به فساد وافساد واتلاف أموال ونابود كردنِ يكديگر خواهد شد .
طبق نقل قرآن مجيد ، هنگامى كه فرشتگان عالم بالا ، مطّلع شدند كه خداوند متعال را مشيّت بر اين است [ تا ] موجودى به نام بشر وانسان بيافريند ، آنها چنين اعتراض كردند [ كه ] : « أَتَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ » « 3 » ؛ گفتند : خداوند ! اين موجودى كه تصميم بر خلقتش دارى ، افساد خواهد كرد وكشتار وخونريزى به بار خواهد آورد .
والبتّه پيشبينىِ اقتضاى طبع بشرى آنها بود كه فرشتگان الهى دريافته بودند ؛ لكن آنها مشيّت حق را دربارهء حفظ اجتماع ، به وسيلهء تعيين أوليا [ و ] سرپرستان معنوي وآسمانى ، به دست نياورده بودند .
وبه عبارت ديگر ، آنها به مقتضيات طبيعي وتكويني بشرى ، پى برده بودند ؛ لكن از مسئلهء ولايت تشريعي اولياى حق - كه ضامن حفظ نظام بشرى وتعديل كنندهء حيات اجتماع است - مطّلع نبودند ؛ ولذا خداوند فرمود : « إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ » . « 4 »
هامش
( 1 ) . در أصل : « زيادى » . .
( 2 ) . ميلها . .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 30 . .
( 4 ) . همان . .