تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله هاى فقهى و اصولى — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩

سيرهء عقلا « 1 »

[ در بيان ضرورت ولايت فقيه ]

ترديدى نيست در اين كه : بشر ، از نخستين روز تشكيل تمدّن اجتماعىِ محدود خودش ، توأم با ولى ورئيس وسرپرست بوده ، خواه اختياري وخواه اجبارى . وتا امروز نيز همين معنا ادامه دارد وبعداً هم خواهد داشت . شما كشورى واجتماعي را پيدا كنيد كه بدون سرپرست ومدير ومدبّر باشد . واين امر ، طبق بنا گذارى وتصويب وروش عملىِ عقلاى جامعه ونتيجهء تجربيّات وسيع وتلخ وشيرين آن‌ها است كه مؤدّى به درك لزوم وضرورت آن شده است ؛ چنانچه حكم عقل وادراك خِرد نيز آن‌ها را در تسديد وتصويب اين امر ، يارى داده [ است ] . پس همچنان‌كه عقل وخِرد ، نياز جامعه را به ولى ومدير ومدبّر ، درك مىكند ، عُقلا ودانشمندان بشر نيز عملًا چنين مطلبي را بنا گذاشته وپياده مىكنند . واين است معناى سيرهء عُقلا در مقابل ادلّهء عقلي .

[ ادلّهء نقلي ولايت فقيه ]

وامّا نقل - يعنى آنچه از ادلّهء شرعي به دست مىآيد - [ پس ] مدارك وادلّه در موضوع اين كه مردم وتودهء جامعه ، نيازمند رهبر وولى وسرپرست مىباشند ، بسيار زياد ؛ وبه اصطلاح فقهى ، متواتر است . به عنوان نمونه ، آيات واخبار زير ، نگاشته مىشود : 1 . « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيَما اخْتَلَفُوا فِيهِ » « 2 » . در عصري كه هنوز بشر ، به عنوان زندگى دسته جمعى ، دور هم جمع نشده بودند ، همهء آن‌ها بدون شريعت بوده ؛ وواگذار شده به ادراك وفهم وشعور وخِرد
هامش
( 1 ) . در أصل : « وامّا سيرهء عقلا » . . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 213 . .
رساله هاى فقهى و اصولى — صفحة 389 | الشيخ علي المشكيني / حميد الأحمدي الجلفائي