براى او ترتيب داده بود كه آن را به دوش مىگرفت ، به بيت المقدّس رفته با زهّاد و عبّاد مشغول عبادت مىشد .
الحاصل ، در كتب سالفهء يهود علامت اوان ظهور وجود مبارك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله را چنين بيان نموده بودند كه هرگاه خون جبّهء سفيدى كه به خون حضرت يحيى آغشته است ، تر و تازه شود و قطرهقطره از آن بچكد ؛ آنگاه ظهور نور محمدى نزديك است .
احبار يهود در وقت تولّد آن بزرگوار ، تقاطر خون تازه از آن جبّه را مشاهده نموده ، اضمحلال دين خود را به ظهور آن سرور نزديك دانستند ، لذا به جدّوجهد در اطفاى آن نور خدا برآمدند ، به كرّات از يهوديان اطراف به مكّهء معظّمه مىفرستادند تا بلكه به آن بزرگوار دست يافته و قبل از بعثت ، ايشان را به قتل برسانند و از آنجايى كه لا يحيق المكر السّيىء الّا بأهله ، همان كيدها باعث افتضاح خود آن ملعونها مىشد ؛ چنانكه كيد عبد اللّه بن ابى دربارهء قتل آن بزرگوار و اصحابش دامنگير خود آن ملعون شد ، دخترش با جمعى از يهود به درك و اصل شد و عروسىاش به عزا مبدّل گرديد .
مكيدهء يهوديّه و معجزهء محموديّه
در تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام « 1 » است كه چون امر نبوّت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله در مدينه رواج گرفت ، حسد عبد اللّه بن ابى كه از رؤساى يهود بود ، دربارهء آن حضرت زياد شد و درصدد قتل آن حضرت برآمد ، تا آنكه دخترش را شوهر داد .
براى وليمهء عروسى دخترش ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و ساير اصحاب را وعده خواهى كرد ، ميان صحن منزل خود ، حفيرهاى حفر كرد و بالاى آن را به فروش پوشاند و ميان آن حفيره را مملوّ از تير ، شمشير و نيزهء زهرآلود كرد ، نيز جماعتى از يهودان را در مكانى با شمشيرهاى برهنهء زهرآلوده پنهان كرد كه تا آن حضرت و اصحابش روى آن حفيره پا گذاشته ، در قعر آن فرود بيفتند ؛ با شمشيرهاى
هامش
( 1 ) . تفسير الامام العسكرى ، ص 192 - 190 .