تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
يواقيت و زمرّد گرانبها مرصّع نموده ، به درفش كاويان موسوم ساخت ، هريك از سلاطين كيانى كه بر سرير سلطنت مىنشست ، چيزى از جواهر بر آن مىافزود تا به حدّى رسيد كه مقوّمان از قيمتش عاجز آمدند ، آن درفش را در برابر هر لشكر كه بلند مىكردند ، فى الفور شكست خورده ، منهزم مىشد و اين به واسطهء عددى بود كه از شرارهء آتش در آن چرم پر شده بود . چون لشكر اسلام در زمان خلافت عمر با سلطان عجم كه نامش يزدجرد بود ، بناى حرب گذاشت ، چندين مرتبه شكست خورده ، منهزم شد ، اين خبر به مدينه رسيد و عمر خودش اراده نمود به سمت عجم برود ، پس در اين خصوص با حلّال مشكلات ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مشورت نمود . حضرت فرمود : انّ هذا لأمر لم يكن نصرة لأحد لا بكثرة و لا بقلّة و هو دين اللّه الّذى اظهره و جند اللّه الذى اعدّه و امدّه حتّى بلغ ما بلغ و طلع حيث ما طلع كن قطبا و استدر الرّحى بالعرب انّ الأعاجم أن ينظروا إليك يقولون هذا اصل العرب فإذا اقتطعتموه استرحتم ، فيكون ذلك اشدّ لكلبهم عليك و طمعهم فيك . پس از آن فرمود : غلبهء عجم به واسطهء عددى از شرارهء آتش است كه در چرم دامن كاوه پر شده ؛ پوستى حاضر كنيد تا من آن را از عددى پر كنم كه بر عدد درفش كاويان غالب باشد . پوستى حاضر ساختند ، حضرت آن را از اعداد پر نموده ، فرمود : آن را علم مانند و در مقابل درفش كاويان بدارند . بنابر نقل سيّد سند جزايرى در شرح غوالى اللئالى به خواهش عمر ، امام حسن عليه السّلام را هم همراه لشكر اسلام روانهء عجم فرمود . اين مرتبه بعد از تقابل فريقين لشكر اسلام غالب شد ، يزدجرد فرار كرد ، دختران او اسير شدند و غنايم بسيار به دست اهل اسلام آمد ، از جمله همين درفش كاويان بود كه جواهراتش ميان ايشان تقسيم شد .