موسى عليه السّلام را از آن ماجرا آگاه مىگرداند ، تا اينكه آن جناب به تدارك آن مىپرداخت .
معجزهء بيستم : اگر نزد موسى عليه السّلام مىآوردند و آن گرم بود ؛ چنانكه خوردن آن به آسانى دست نمىداد ؛ سر عصا را در طعام درمىآورد و آن به حدّ اعتدال بازمىآمد و اگر طعام سرد بود ، گرم مىشد .
معجزات ديگر در آن عصا بود كه متون كتب متداول آن را احاطه ننموده و از چهرهء استظهار آنها قناع نگشودهاند و اللّه المؤيّد ، انتهى .
[ بيان در باب عصاى موسى ]
تنظير فيه تبشير ايضا در همان كتاب است كه اگر پرسند ، چون به موسى عليه السّلام گوسفندانى دادند ، او براى ضيافت مراعى از خيانت سباع ، مىبايست عصايى داشته باشد تا اغنام وى مصون و محفوظ مانند ؛ حال ضيافت رعاياى خويش و امّتان مرحوم را كه راعيان « كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعيته » « 1 » مىباشند ، به كدام عصا فايز نموده ؟
جواب آن است كه شعيب نبى ، چون گوسفندان خود را به موسى عليه السّلام سپرده و به صحراى مدين مىفرستاد ، دانست در آن بيابان سباع و گرگان بسيارى است كه در كمين ايشاناند و دسترسى به آنها را غنيمت مىشمرند و انتظار مىبرند ، پس عصايى به موسى عليه السّلام داد تا شرّ سباع آن مراعى را از آن مواشى بازدارد .
همچنين حضرت احديّت جلّ و علا كه تو را راعى مراعى خود ساخته و مراعات آنها را بر تو ايجاب فرموده كه آنها عبارت از اعضا و جوارحت هستند و تو را با آنها در بيابان مدين دنيا و علف
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ
« 2 » فرستاده ؛ به علم ازلى مىدانند كه گرگان شياطين در كمين اهلاك رعاياى تو هستند ، لا بدّ براى دفع وسواس
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 72 ، ص 38 .
( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 14 .