هفتم : اگر كوه يا سنگى عظيم ، در راه موسى عليه السّلام پيش مىآمد ، عصا آن را برمىداشت ، اين عصا نيز اگر كوه گناه يا سنگ راهى براى بنده پيش آيد ، از جلوى راه او برمىدارد .
هشتم : چون گذر موسى عليه السّلام بر دريايى مىافتاد ، آن عصا را بر آن دريا مىزد ، آبها از پيش برمىخاست ؛ چنانكه گردوغبار از قعر دريا برمىآمد ، اينجا نيز چون گذر بنده بر درياى آتشين دوزخ افتد ، اين عصا درياى آتش سوزنده را از پيش بردارد كه جز يا مؤمن ! فانّ نورك اطفأ لهبى .
نهم : اگر راه دور بود ، آن عصا مركب مىگشت ، موسى عليه السّلام را برمىداشت و به منزل مقصود رساند ، اين عصا نيز اگر بنده از درگاه إله دور افتد ، به قوّت
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ
« 1 » بنده را از درگاه برداشته ، به جانب قدس إله حاضر مىگرداند .
دهم : اگر موسى عليه السّلام راه را نمىدانست ، آن عصا او را به طريق مستقيم اشارت مىنمود ، اين عصا نيز چون بنده راه نجات را نداند و به حال خود درماند ، طريق موصل به مقصود را به وى بنمايد و ابواب مسدود را بر روى او بگشايد .
يازدهم : چون مشام حضرت موسى عليه السّلام مكدّر مىگشت ، آن عصا طيبى از عطر جيب به دماغش مىگذراند تا مسام مشام وى بدان رايحه مروّح مىگشت ، اين عصا نيز چون براى بنده خللى از كيد معاصى و زلّات در دماغ پديد آيد ؛ رايحهاى از مهبّ رحمت به مشام جانش رساند و از نتن معاصى و زلّاتش برهاند .
دوازدهم : آن عصا موسى را از دزدان كه راهزنان زميناند ، خبردار مىكرد ، اين عصا بنده را از دزدان شياطين كه راهزنان ديناند ، واقف گرداند .
سيزدهم : آن عصا چون مراعى موسى گرسنه مىگشت ، از درختان براى ايشان برگ فرومىريخت ، اين عصا نيز چون رعاياى اعضا گرسنه شوند ؛ عطاياى طاعات و عبادات از درخت نيكبخت ، مثل كلمة طيّبة كشجرة طيّبة اوراق اسواق بر ايشان
هامش
( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 10 .