معجزهء دوّم : وقتى موسى آرزومند شراب ناب جنّت گشت و خاطر شريفش مايل شير و انگبين بهشتى بود ، دهان مبارك بر آن دو شعبه نهاد ؛ از يك شعبه ، شير خالص و از ديگرى عسل مصفّا پديد آمد .
معجزهء سوّم : حضرت كليم الرحمن ، چون آتش عطش در باطن او ، مشتعل گشت يا وقتى براى سقايت اغنام ، آب خواست ، بر سر چاه آمد و آن عصا را به چاه فروگذاشت ، هرچند چاه عميق بود ، آن عصا به مقدار مغاك چاه قد كشيد ، بلند شد و بر بيرون ظرفى بر مثال دلوى پديد آمد ، از آب مملوّ گشته ، از قعر چاه برآمد .
معجزهء چهارم : چون موسى عليه السّلام محتاج طعام شد و سورت مجاعت در باطن مباركش ظاهر گرديد ، آن عصا را بر زمين اشاره فرمود ، قوت آن روزش به حصول پيوست .
معجزهء پنجم : چون موسى عليه السّلام ميل ميوه داشت ، آن عصا را بر زمين فروبرد ، فى الحال سبز شد ، شاخهها بگسترانيد ، گل و شكوفه پديد آمد و در همان زمان هر ميوه كه خاطر مباركش به آن مايل بود ، از آن درخت عالىبخت به كمال رسيد .
معجزهء ششم : هنگامى كه موسى عليه السّلام با دشمنى مقاتله كرد ، از آن دو شعبه ، دو اژدها پديد آمد و به جانب خصم موسى عليه السّلام تير انداخت .
معجزهء هفتم : چون موسى عليه السّلام قطع مراحل مىنمود ، اگر در راه سنگ ، كوه يا درختى پيش مىآمد كه گذشتن از آن دشوار بود ، عصا را بر آن مىزد ، فى الحال آنها از راه او برمىخاست .
معجزهء هشتم : به هر دريا ، رودخانه يا نهرى مىرسيد كه بدون كشتى عبور از آن ميسّر نمىگشت ؛ عصا را بر آن مىزد ، راه پديد مىآمد و گذشتن از آنجا آسان مىشد .
معجزهء نهم : اگر براى موسى عليه السّلام سفرى پيش مىآمد و در بدايت آن مسافت يا در نهايت آن پياده رفتن بر ايشان دشوار مىشد ، بر آن عصا قدم مىگذاشت و بر آن سوار مىشد ؛ مثال برق خاطف به سرعت او را به مقصد مىرسانيد ؛ چنانكه احتياج به تحريك پا نبود .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 429
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٢٩