مىكند ؛ جماعتى از يهود بر دستش اسلام مىآورند . « 1 »
اين ناچيز گويد : چون در اين روايات شريف ، اسمى از تورات و انجيل برده شده و آنها بعد از قرآن مجيد و فرقان حميد ، معظّمترين كتب سماوى مىباشند ، پس مناسب چنين آمد كه در اين مقام ، فى الجمله ارخاى عنان قلم در چگونگى آنها ، تعدّدشان و نبودن اين تورات و انجيلى كه فعلا در ميان يهود و نصارا معروفاند ، از كتب سماويّه و ساير خصوصيّات آنها بشود ، پس بعون اللّه و حسن توفيقه مىگوييم :
اسطار تشرق منها الأنوار في تذكار ما للتورية من الأسفار
امّا لفظ آن ، پس بستانى صاحب دايرة المعارف در كتاب محيط المحيط خود كه در لغت عربيّه است ، گفته : تورات اسم پنج سفر موسى عليه السّلام و آن معرّب تور است كه لفظى عبرانى است ، معنى آن شريعت و وصيّت و جمع آن تورات و توريات است و بر تمام عهد قديم اطلاق مىشود و بسا بر هردو عهد قديم و جديد اطلاق مىشود .
امّا در چگونگى اين تورات كه فعلا در ميان مردم و خاصّهء طايفهء يهود مشهود و معروف است ؛ فاضل اوحدى محمد فريد وجدى معاصر در كتاب دايرة المعارف خود چيزهايى گفته است ، آن كتاب به دايرة المعارف اسلامى معروف است ، چرا كه مؤلّف آن از دانشمندان اهل سنّت است به خلاف دايرة المعارف بستانى ، زيرا مؤلّف آن ، مسيحى است .
بالجمله در آن كتاب است كه در دايرة المعارف لاروس ، تحت كلمهء تورات چنين نگاشته : علم عصرى و لا سيّما نقد آلمانى به تحقيق بعد از ابحاث مستفيضهاى در آثار قديمى ، تاريخ و علم لغات ثابت كرده اين تورات معروف را موسى عليه السّلام ننوشته و آن جمع شدهء جمعى از احبار يهود است كه اسم خود را در آن ننوشتهاند و متعاقبا آن را تأليف نمودهاند ؛ يعنى سفرا بعد سفر آن را جمع كردهاند و اعتماد آن احبار در تأليف آن بر روايات سماعى بوده كه آنها را پيش از اسيرى بابل شنيدهاند ، بلكه بعض علما بر اين
هامش
( 1 ) . عقدر الدرر فى اخبار المنتظر ، ص 40 .