سليمان علّت مىدانند ، باطل گرديد .
و لنعم ما قال الشاعر :
گر انگشت سليمانى نباشد * چه خاصيّت دهد نقش نگينى
فرائد فيها فوايد
اوّل :
ثعالبى در ثمار القلوب آورده : در شرافت و علوّ و نفوذ امر به خاتم سليمان مثل زده مىشود ، چرا كه سلطنت سليمان به نبودن آن خاتم از او زايل شد و به سبب عود آن خاتم به سوى او عود نمود .
در اين باب ، قصّهء معروفى است ، گفته شده : انگشتر آن جناب معجزهء آن حضرت بود ؛ چنانكه عصاى موسى عليه السّلام ، معجزهء موسى عليه السّلام بود و سلاطين و ملوك در اتّخاذ خواتم براى منشورات خود به سليمان اقتدا نمودند .
دوم : در مجموعهء معتبره ديده شد خاتم سليمان به اين شكل مشكّل بوده :
سوم : ايضا در همان مجموعه آورده كه نقش خاتم سقراط حكيم اين بوده : من غضّ طرفه استراح قلبه .
نقش خاتم اقليدس اين بوده : من صان لسانه كثر اعوانه .
نقش خاتم افلاطون اين بوده : تحريك الساكن اسهل من تسكين المتحرّك .
نقش خاتم ارسطا طاليس اين بوده : المنكر لما لا يعلم خير من المقرّ لما لا يعلم .
اما نقش خاتم ديو جانس اين بوده : من لم يملك عقله لم يملك غضبه .
نقش خاتم جالينوس اين بوده : من ملك شهوته دام صحّته .
نقش خاتم بقراط اين بوده : المريض الّذى يشتهى خير من الصحيح الّذى لا يشتهى ، انتهى .