تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 854

مساهمون:

ص٨٥٤
دولت سلطان از آن بريده مىشود ولى اگر خريدن آن جايز نباشد ، او به هرچه امر كنى ، ان شاء اللّه عمل خواهد نمود ؟ آن حضرت جواب داده بود : الضّيعة لا يجوز ابتياعها الّا من مالكها أو بامره و رضا منه ؛ خريدن اين زمين جايز نيست ، مگر از مالكش يا به امر و رضاى او .

[ حلال بودن كنيز ]

سؤال نموده بود : زنى كنيز خود را براى مردى از خدمتكارانش تحليل نموده ؛ يعنى براى وى حلال كرده كه با او مقاربت نمايد ، آن مرد از زاييدن كنيز احتراز مىكرد ، پس كنيز بچه آورد و او چاره‌اى نجست از اين‌كه او را قبول نكند ؛ پس قبول كرد ، لكن شكّ دارد كه بچّه از او است ، او را به خود نمىآميزد و از جملهء اولادش نمىداند . پس اگر آن بچّه از جمله آنان است كه بر آن مرد واجب است او را به خود نسبت دهد و بگرداند ؛ مانند ساير اولادش كند و اگر جايز است چيزى از مال خود كه كمتر از حصّهء او است ، برايش قرار دهد ، بكند ؟ حضرت بدين نسق جواب داده : الأستحلال بالمرئة يقع على وجوه و الجواب يختلف فيها فليذكر الوجه الّذى وقع الأستحلال به مشروحا ليعرف الجواب فيما يسئل عنه من امر الولد ان شاء اللّه ؛ حلال نمودن به چند وجه واقع مىشود و جواب در آن‌ها مختلف مىباشد . سايل بايد وجهى كه تحليل بدان نهج واقع گشته به تفصيل ذكر كند تا جواب سؤالى كه در خصوص بچّه است ، ان شاء اللّه معلوم گردد . سايل به آن حضرت التماس دعا نمود . جواب بدين نهج درآمد : « جاد اللّه عليه بما هو اهله ايجابنا لحقّه و رعايتنا لأبيه رحمه اللّه و قربه منّا بما علمناه من جميل نيّته و وقفنا عليه من مخالطته المقرّبة له من اللّه تعالى الّتى ترضى اللّه عزّ و جلّ و رسوله و اوليائه عليهم السّلام و إله بما بدأنا نسئل اللّه بمسئلته ما امّله من كلّ خير عاجل و اجل و أن يصلح له من امر دينه و دنياه ما يحبّ صلاحه انّه ولىّ قدير » ؛ خداى تعالى به او چيزى عطا فرمايد كه به آن سزاوار و