همين ارض خواهد بود و لكن به لطافت و كثافت فرق نموده و به نظر ناظر ، غير آن ارض به نظر مىآيد و الّا براى موجود ، فنا و زوال نخواهد بود و ديگر خلقت ارض نخواهد شد ، مگر بعد از مثوى و مأوا گرفتن بهشتيان در بهشت و دوزخيان در دوزخ ؛ چنانكه در تفسير براية
أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ
« 1 » وارد است و اگر هنگام حشر و بعث در قيامت زمينى ديگر خلق مىشد همانا معصوم به مغايرت خلقتى خبر مىداد ولى در آثار و اخبار ابدا به اين مغايرت خلقتى اشاره نشده .
غاية الامر از اخبار قيامت چنين استفاده مىشود : انعام اعلى و برتر از اين عالم ، الطف و ارقّ از اين است و تبدّل مغايرت ذاتى را لازم ندارد ، بلكه مفادّ اين استفاده ، به لطافت و كثافت هم حاصل خواهد گرديد و به مغايرت ذاتى اين زمين با آن زمين محتاج نخواهد بود .
[ روايت امام صادق ( ع ) در رجعت ]
ختمة للعبقريّة و تحفة للبريّة بدان چون اخبارى وفير و احاديثى كثير از سادات امّت دربارهء رجعت ، عزّ صدور يافته كه با مندرجات و بروج سالفه غير مرتبط و عديم الألفه بودند ، لذا اين ناچيز اين خاتمه را براى عبقريّه به مثابهء باب نادرى قرار دادم كه دأب ارباب حديث است ؛ آن را آخر هر عنوان قرار داده ، اخبار نادرهء آن عنوان را ذيل آن مىنگارند .
پس مىگوييم : جمله ، خبرى است كه حمّاد ، او از فضيل و او از باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود : جبت و طاغوت مگوييد ؛ يعنى اين دو ملعون را كه ابو بكر و عمر باشند با اين دو اسم ذكر مكند و نام رجعت مبريد ، اگر مخالفان به شما بگويند شما پيشتر اين را مىگفتيد ، بگوييد امروز نمىگوييم ، زيرا رسول خدا صدهزار درهم صد هزار درهم به خلايق مىداد و دلهايشان را به دست مىآورد تا شرّشان به آن حضرت نرسد ، شما با زبان چرب و سخنان نرم دلهاى ايشان را به دست نمىآوريد .
هامش
( 1 ) . سورهء ق ، آيهء 15 .