تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
مىباشد ، صاع حضرت يوسف است ؛ چنان‌كه در حديث مفصّل مفضل و غيره است و آن بنابر فرمودهء حضرت صادق عليه السّلام همان‌طور كه در تفسير صافى است ، قدحى از طلا بوده و آن پيمانهء حضرت يوسف بود و اطلاق سقايت بر آن در قول بارىتعالى كه مىفرمايد :
جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ
« 1 » ؛ به‌واسطهء اين است كه اين قدح ، اوّلين مشربهء آن جناب بود و چون طعام ، عزيز الوجود شد ؛ اكراما للطّعام ، يوسف آن را كيل خود قرار داد . مشربه بودنش با فرمايش حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : جنس آن طلا بوده ؛ منافى نيست ، زيرا ممكن است در شريعت آنان ، استعمال اوانى طلا و نقره جايز بوده . بعضى از مفسّرين گفته‌اند آن قدحى از نقره و بعضى گفته‌اند از بلور بوده ، بعضى گفته‌اند قدحى از زمرّد سبز و ديگرى گفته از ياقوت سرخ بوده كه قيمت آن دويست هزار دينار بوده و آن ظرفى بود كه حضرت يوسف از آن آب مىآشاميد . در تفسير گواشى است كه آن قدح از طلا و مرصّع به جواهر بود و يوسف به جهت اكرام برادران ، آن را براى طعام ايشان كيل قرار داد . كاشفى گفته : به جهت عزّت و نفاست طعام در آن‌وقت آن را پيمانه ساخته بود و اين همان صاعى است كه به امر يوسف براى نگاهدارى بنيامين نزد خود ، آن را در رحل بنيامين نهادند ؛ چنان‌كه كيفيّت آن در كتب تفاسير و اخبار و تواريخ مذكور است . در تاريخ حافظ ابرو آورده : چون صاع را از بار بنيامين بيرون آوردند و به مجلس عزيز حاضر كردند و برادران همه به جمع حاضر بودند و براى استخلاص بنيامين به شفاعت آمده بودند ، يوسف در حضور آن جماعت بر صاع دست زده ، گوش بر صاع داشت ؛ بعد از آن خطاب كرد : ابن طاووس مىگويد شما دوازده برادر بوديد ، يكى را فروختيد . بار ديگر بر صاع دست زده ، گفت : صاع مىگويد : بعد از آن‌كه برادر را از پيش پدر برديد ، در چاه افكنديد و بعد ، او را از چاه بيرون آورديد و به بيست درم و دينار سياه فروختيد ، پيراهنش را به خون بزغاله ملطّخ گردانيده ، نزد پدر برديد و
هامش
( 1 ) . سوره يوسف ، آيه 70 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 461 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي