نصوص متواتره ثابت شده باشد ، به محض استبعادات و وهم ، محض بىدينى است . از خصوصيّاتى كه در بعضى از روايات شاّذ وارد شده ، نمىتوان جزم كرد ، امّا انكار نيز نبايد كرد و اختلاف در خصوصيّات آن باعث نمىشود اصلش را انكار كنند ؛ چنانكه در بسيارى از خصوصيّات حشر ، نشر ، بهشت ، جهنّم ، صراط ، ميزان ، غير اينها در اخبار اختلاف واقع شده و اين باعث نمىشود كسى اصلش را كه ضرورى دينى است ، انكار كند .
خلاصه اينكه رجعت بعضى از مؤمنان و كافران ، نواصب و مخالفان ، متواتر است و انكارش موجب خروج از دين تشيّع است ، نه خروج از دين اسلام . رجعت حضرت امير المؤمنين و امام حسين عليهما السّلام نيز متواتر يا قريب به تواتر است ، در ساير ائمّه نيز احاديث صحيحهء معتبر بسيار وارد شده و اگر متواتر نباشد به مرتبهاى رسيده كه بايد اذعان كرد و نبايد انكار نمود ، امّا خصوصيّات اين رجعتها معلوم نيست كه آيا با ظهور حضرت حجّت - عجل اللّه تعالى فرجه - در يك زمان ، پيشتر از آن و بعد از آن خواهد بود . از بعضى احاديث ظاهر مىشود كه امامان به ترتيب زمان رجعت خواهند كرد . شيخ حسن بن سليمان قايل شده هر امام ، زمان امامتى و زمان مهدى ، بودنى دارد ، حضرت صاحب الامر اوّل كه ظاهر مىشود ، زمان امامتش است و بعد از رجعت آباى گرامى خود ، باز رجعت خواهد كرد ، نيز آن حديث را كه بعد امام دوازدهم عليه السّلام ، دوازده مهدى است ، به اين وجه تأويل كرده ، اين قول ، بعيد از صواب نيست ، امّا مجمل اقرار كردن و تفصيلش را هم به علم ايشان ردّ كردن ، احوط است .
[ كلام صدر المتألّهين ] 11 نجمة
صدر المتالّهين در تفسير سورهء « يس » ذيل آيهء
أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ
« 1 » فرموده : يعنى آيا كفّار مكّه ندانستند پيش از ايشان
هامش
( 1 ) . سوره يس ، آيه 31 .