[ رجعت حضرت امير ( ع ) و رسول خدا ( ص ) ]
در منتخب البصاير « 1 » از سعد ، او از احمد و عبد اللّه پسران محمد بن عيسى ، ايشان از ابن محبوب ، او از ابى جميله او از ابان بن تغلب و او از جناب صادق آل محمد صلّى اللّه عليه و إله روايت نموده كه آن حضرت فرمود : از دو فرقهء قريش سخنى كه گفته بودند ، به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله رسيد . گفته بودند محمد گمان مىكند چنان مقدّر شده كه امر امامت و خلافت بعد از او با اهلبيتش خواهد بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله گفتهء ايشان را دانست و در مجمعى كه همهء قريش آنجا جمع شده بودند ، چيزى را اظهار نمود كه پنهان مىداشت و فرمود : حال شما جماعت قريش چگونه مىشود ، وقتى بعد از من كافر شويد ؟ بعد از آن ، مرا در ميان لشكرى از اصحاب خود ببينيد كه با شمشير به روىها و گردنهاى شما مىزنيم .
در آنحال جبرييل نازل گرديد و عرض كرد : يا محمد ! بگو ان شاء اللّه ! يا اين شمشيرزن ، ان شاء اللّه على بن ابى طالب مىباشد . سپس جبرييل عرض كرد : يك رجعت براى تو و دو رجعت براى على بن ابى طالب عليه السّلام است و وعدهگاه شما جايى است كه سلام ناميده مىشود .
ابان عرض كرد : فدايت شوم ! سلام كجاست ؟
فرمود : يا ابان ! سلام ، پشت كوفه است .
[ روايتى از حضرت امير ( ع ) ] 12 نجمة
ايضا در منتخب البصاير « 2 » از جمله حديثى از ابو طفيل نقل كرده ، گفت : به امير المؤمنين عليه السّلام عرض كردم : يا امير المؤمنين ! از اين قول خداى تعالى به من خبر ده :
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا
هامش
( 1 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 19 .
( 2 ) . همان ، صص 41 - 40 .