تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
مىدانى پسرم از دوستان تو است ، دو ثلث ديگر را پسرم بردارد و اگر مىدانى از مخالفان تو است ، جمله را خودت بردار ! مخالفان تو در مال من نصيبى ندارند . تا حضرت آن‌جا بود ، زن وفات كرد و به مهم‌سازى او پرداختند .

[ روايتى از حضرت سجاد ( ع ) ] 7 نجمة

در ثاقب المناقب « 1 » است كه ثابت بن دنيا از ثور بن زيد بن علاقه روايت كند كه او گفت : روزى محمد بن الحنفيّه نزد امام زين العابدين عليه السّلام رفته ، گفت : تويى كه دعوى امامت مىكنى ؟ سخنان درشتى نسبت به آن امام والامقام گفت . امام فرمود : اى عمّ ! از خدا بترس و دعوى چيزىكه حقّ تو نيست ، مكن ! محمد گفت : حقّ من است . حضرت فرمود : برخيز به قبرستان برويم تا بر تو ظاهر شود امامت حقّ من است . محمد گفت : گورستان چه مىداند ؟ فرمود : هركه مرده‌اى زنده كند ، امام به حقّ است . رفتند تا به قبرى رسيدند كه صاحبش ، تازه مرده بود . امام فرمود : اى عمّ ! تو برو ، او را زنده گردان و سؤال كن امامت حقّ كيست ؟ محمد عرض كرد : من قادر بر اين نيستم . آن بزرگوار نزديك قبر رفته ، به مقبور در آن فرمود : به اذن خالق منّان برخيز ! قبر شكافته شد و ميّت از آن بيرون آمد ، خاك از خود مىافشاند و مىگفت : امامت ، حقّ امام زين العابدين عليه السّلام است كه حجّت خدا مىباشد . سپس از دنيا رفت . محمد حنفيه وقتى اين را ديد ، صورت آن بزرگوار را بوسيده ، گفت : امامت حقّ تو است ، از آن‌چه با تو كردم و با تو گفتم ، برايم استغفار كن ! اين ناچيز گويد : قضيّهء مرد مؤمن بلخى ، هر ساله به حجّ رفتن ، در مدينه هديه
هامش
( 1 ) . الثاقب فى المناقب ، ص 351 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 690 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي