فرمود : اينها به عذاب الهى هلاك شدهاند ، زيرا اگر به مرگ خود مرده بودند ، يكديگر را دفن مىكردند .
اصحاب آن حضرت عرض كردند : مىخواهيم قصّهء ايشان را بدانيم كه به چه سبب هلاك شدهاند ؟
حقتعالى به عيسى عليه السّلام وحى نمود : اى روح اللّه ! ايشان را ندا كن تا جواب گويند .
حضرت عيسى فرمود : اى اهل شهر !
يكى از ايشان گفت : لبّيك اى روح اللّه !
فرمود : حال شما چيست و قصّهء شما چه بود ؟
گفتند : صبح در عافيت بوديم و شب خود را در هاويه ديديم .
عيسى عليه السّلام پرسيد : هاويه كدام است ؟
گفت : چند دريا از آتش است كه در آن درياها ، كوههايى از آتش هست .
عيسى فرمود : چه عملى شما را به چنين حالى انداخت ؟
گفت : محبّت دنيا و عبادت طاغوت ؛ يعنى اطاعت اهل باطل .
فرمود : محبّت دنياى شما به چه مرتبهاى رسيده بود ؟
گفت : مانند محبّت طفل به مادرش كه هرگاه به او رو مىآورد ، شاد مىشود و هرگاه پشت مىكند ، محزون مىشود .
فرمود : عبادت طاغوت شما به چه مرتبهاى رسيده بود ؟
گفت : هر امر باطلى كه ما را به آن مأمور مىساختند ، اطاعت ايشان مىكرديم .
فرمود : چرا از ميان ايشان تو با من سخن گفتى ؟
گفت : زيرا در دهان ايشان لجامهاى آتش كردهاند و چند ملك در نهايت غلظت و شدّت موكّل ايشاناند . من در ميان ايشان بودم ولى از اينان نبودم ، چون عذاب بر ايشان نازل شد ، مرا نيز فراگرفت ، من به مويى در كنار جهنّم آويختهام و مىترسم در جهنّم بيفتم . عيسى عليه السّلام به اصحاب خود فرمود : خواب كردن بر روى مزبلهها و خوردن نان جو با سلامتى دين ، خيرى بسيار است .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 672
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٦٧٢