حقتعالى به موسى عليه السّلام وحى كرد : عصا را بر آن سنگ مزن و به آن امر كن آب از آن جارى شود ، بىآنكه عصا بر آن واقع شود تا قوم تو از آن عبرت گيرند . گويند آن سنگ از رخام بود ، طول آن ، مطابق قامت موسى عليه السّلام ده گز و عصا نيز ده گز بود ، از مورد بهشت بود و دو شعبه داشت ، در شب تاريك آن دو شعبه به مثابهء آفتاب مشتعل و روشن بودند ، نامش عليق بود ؛ موسى آن را بر حمار خود مىنهاد و هنگام نزول به دست مىگرفت و همين عصا بود كه اژدها شد .
از ابو بكر ورّاق نقل است كه آن سنگى سست بود كه از دوازده رخنهء آن آب عذب بيرون مىآمد و چون از آن مستغنى مىشدند ، بار ديگر بر آن عصا مىزد و آب منقطع مىگشت ، هر روز ، ششصدهزار مرد را آب مىداد . همهء ايشان غير از چهارپايان و معسكر ، دوازده ميل بود .
گويند : آن سنگ ، چهار روى داشت از هر روى سه چشمه روان مىشد و هر جدول آن دوازده جدول ، مخصوص به سبطى از اسباط بود ؛ چنانچه بارىتعالى فرمود :
فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ
« 1 » .
تأويل جليل في هداية السّعداء للحضينى باسناده عن جابر الجعفى قال سيّدى الباقر محمّد بن على عليه السّلام في قول اللّه عزّ و جلّ .
وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ
« 2 » الأيه ، قال : انّ قوم موسى لمّا شكوا الجدب و العطش استسقوا بموسى فاستسقى لهم فسمعت ما قال اللّه لهم و مثل ذلك ما قال المؤمنون إلى جدّى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله فقالوا له : يا رسول اللّه ! تعرّفنا من الأئمّة من بعدك فما مضى نبىّ الّا و له وصىّ و ائمّة من بعده و قد علمنا انّ عليّا وصيّك فمن الأئمّة من بعده فأوحى اللّه انّى قد زوّجت عليّا بفاطمة في سمائى تحت ظلّ عرشى و جعلت جبرائيل خطيبا لها و ميكائيل وكيلها و اسرافيل القابل عن علىّ و امرت شجرة طوبى فنثرت عليهم لؤلؤ الرّطب و الدّر و الياقوت و الزّبرجد الأحمر و الأصفر و مناشير
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 60 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 60 .