تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ
« 1 » سؤال كردم . فرمود : اى جابر ! آيا مىدانى سبيل اللّه چيست ؟ گفتم : به خدا قسم ! نه ، مگر آن‌كه از شما بشنوم . فرمود : قتل فى سبيل اللّه ، على و ذرّيّهء آن سرور است ، از كسانى كه در ولايت و دوستى او كشته شده‌اند ، زيرا مراد از قتل فى سبيل اللّه ، اين قتل است و كسى نيست كه به اين آيه ايمانى داشته باشد مگر آن‌كه براى او كشته شدن و مردنى است . به درستى كه كسى كه كشته شده ، پس نشر مىشود ، تا آن‌كه بميرد و كسى كه مرده ، نشر مىشود ، تا آن كه كشته شود ، مراد از نشر ، نشر در رجعت است . از جمله آيهء
ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
« 2 » است ؛ يعنى شما را بعد از مردنتان مبعوث ساختيم ، شايد شكرگزار شويد . در تفسير مجمع بعد از اين آيه ، فرموده : قومى از اصحاب ما به اين آيه بر جواز رجعت استدلال نموده‌اند و قول كسى كه گفته رجعت جز در زمان پيغمبر جايز نيست تا آن براى او معجزه و بر نبوّتش دليل باشد ؛ باطل است ، زيرا نزد ما ، بلكه نزد اكثر امّت اظهار معجزات بر دست ائمّه و اوليا جايز است . ادلّهء اين مدّعى در كتب اصول ذكر شده ، انتهى . اين ناچيز گويد : از قوله تعالى :
لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
چنين فهميده مىشود كه شكر اين است و جز اين نيست ، جز در دار تكليف واقع نمىشود و علّت شكر آنان ، رجعت ايشان به دنيا و تشفّى قلوبشان از كسانى است كه به آن‌ها ظلم كرده‌اند ، اين تشفّى قلوب لا محاله در روز قيامت ساقط است ، پس بايد در زمان رجعت به دنيا باشد .

[ برخى از آيات رجعت ] 2 نجمة

از جمله آيهء
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ *
« 3 » است ، چنان‌كه در دمعة الساكبه از تفسير
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 157 . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 56 . ( 3 ) . سوره آل عمران ، آيه 185 ؛ سوره انبياء ، آيه 35 .