كنز الدقايق ، « 1 » از زراره روايت نموده كه به حضرت باقر عليه السّلام عرضه داشتم : خداوند مىفرمايد : هر نفسى چشندهء مردن است و كسى كه كشته شده ، موت را نچشيده . سپس فرمود : چارهاى نيست از اينكه آن مقتول بايد به دنيا رجوع نمايد تا مرگ را بچشد .
از جمله آيهء
وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ
« 2 » است ، در كشّاف گفته : هردو ضمير راجع به حضرت عيسى عليه السّلام است ؛ يعنى احدى از اهل كتاب از يهود و نصارا نيست مگر آنكه البتّه به عيسى عليه السّلام ايمان مىآورند پيش از آنكه بميرد .
در تفسير على بن ابراهيم « 3 » از شهر بن حوشب روايت نموده كه گفت : حجاج به من گفت : اى شهر ! آيهاى از قرآن است كه فهمش مرا عاجز نموده .
گفتم : ايّها الامير ! آن كدام آيه است ؟
گفت : آيهء
وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
« 4 » ، به خدا قسم ! به يهودى و نصرانى مرور مىنمايم ، پس گردن او را مىزنم و به طرف چشم خود به او نگاه مىكنم ، او را نمىبينم كه زبانش حركت كند ، تا آنكه بهواسطهء رفتن روح از بدنش سرد و خنك مىشود ، پس اين چگونه ايمان آوردن قبل از موت است ؟
گفتم : اصلح اللّه الامير ! تأويل اين آيه ، چنين نيست كه شما تأويل نمودهايد .
حجاج گفت : پس تأويل آن چگونه است ؟
گفتم : تأويلش آن است كه پيش از روز قيامت عيسى عليه السّلام از آسمان به سوى دنيا نازل مىشود ، پس اهل ملّت يهود و غير آن باقى نمىماند مگر آنكه پيش از مردن او ايمان مىآورد و عقب مهدى عليه السّلام نماز مىگزارد . حجاج گفت : ويحك ! اين تأويل را از كجا مىگويى و از چه كسى نقل مىنمايى ؟ گفتم : محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام به اين تأويل مرا حديث كرد .
هامش
( 1 ) . تفسير كنز الدقايق ، ج 2 ، ص 305 .
( 2 ) . سوره نساء ، آيه 159 .
( 3 ) . تفسير القمى ، ج 1 ، ص 158 .
( 4 ) . سوره نساء ، آيه 159 .