وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ
« 1 » است كه در حكايت حال ايّوب واقع شده كه بعد از اينكه خداوند بر هلاكت مواشى ، عقار ، ضياع ، اموال و اولاد آن بزرگوار اراده فرمود - چنانكه در كتب تواريخ ، اخبار و زبر تفاسير علماى اخيار مذكور است - دوباره بر او منّت نهاده ، جميع فرزندان و اموال او را اضعافا مضاعفه ، به او كرامت فرمود ؛ چنانكه فرموده :
وَ آتَيْناهُ
؛ و ما به ايّوب داديم ،
أَهْلَهُ
؛ فرزندان او را ؛ يعنى ايشان را براى او زنده گردانديم .
وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ
« 2 » ؛ مانند ايشان با ايشان ؛ يعنى ضعف آنچه بودند به او كرامت فرموديم ، تا اينكه مثل اولاد و اولاد او و اولاد اولاد او به او داديم .
در تفسير منهج است كه در روايت آمده : رحمه ، زوجهء ايّوب ، بعد از عود جوانى ، بيستوشش پسر براى ايّوب آورد . اصحّ اين است كه حقتعالى اولاد او را باعيانهم و اشخاصهم احيا كرد و مثل ايشان را در عدد ، از بطن رحمه براى او ايجاد فرمود ، نيز مواشى و اموال را به اعيان و با ضعف آنها بر او ردّ فرمود ، اين قول قتاده است و حسن مىباشد .
از حضرت صادق عليه السّلام مروى است و عكرمه و مجاهد بر آناند كه ايّوب را در احياى اولاد و ايجاد مثل ايشان مخيّر ساختند . وى احياى اهل خود در آخرت و مثل ايشان را در دنيا اختيار كرد .
از ابن عبّاس مروى است : حقتعالى جميع اولاد ، مواشى و اموالش را مضاعف به او داد و ابر سرخ و سفيد فرستاد تا ملخ زرّين بر وى بباريد .
در احقاف آمده : سهشبانهروز در حوالى سراى او باريد و در حديثى آمده : هر قطرهء آب غسل كه از وى مىچكيد ، ملخ زرّين شده ، ايّوب آن را به دست جمع كرد . وحى آمد :
اى ايّوب ! من تو را مستغنى نساختم و جميع اموال را با ضعف آن به تو دادم ، براى چه اين را جمع مىكنى ؟
عرض كرد : بار خدايا ! چون اين از بدن من جدا شده كه محلّ ابتلا و امتحان است ،
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 84 .
( 2 ) . سوره انبياء ، آيه 84 .