تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
ايشان خبر دهم كه تو به دعاى من مرده را زنده مىگردانى ، پس عاذر را زنده گردان ! فى الحال به قدرت ذوالجلال قبر شكافته شد ، عاذر برخاست ، از اعضاى او روغن مىچكيد ، با عيسى به شهر آمد ، مدّتى طويل بماند و فرزندان بسيار از او پيدا شدند . دوّم : پسر زنى فوت شد ، مادرش از پس جنازهء او مىرفت و جزع و فزع مىكرد . عيسى عليه السّلام چون حال او ديد ، بىتاب شد ، دست به دعا برداشت و از خدا خواست او را زنده كند . فى الحال زنده شد ، در نعش بازنشست و از جنازه پايين آمد . سوّم : زنى بود كه به او ابنته الغابر مىگفتند ، چون فوت شد ، قوم او نزد عيسى آمدند و به تضرّع و زارى از عيسى خواستند او را زنده ساخت . چهارم : سام بن نوح بود كه قريب چهارهزار سال از فوت او گذشته بود ؛ او را زنده گرداند و سبب احياى او ، اين بود كه قوم عيسى گفتند : اگر مردهء قديم را براى ما زنده كنى ، به رسالت تو معترف مىشويم ، قبر سام را به او نشان دادند و گفتند : او را زنده گردان كه قريب چهارهزار سال است مرده . عيسى بهترين نام خدا را بر زبان راند و گفت : قم بإذن اللّه ! سام بن نوح از قبر برخاست ، نيمهء سر او سفيد شده بود و مىگفت : اقامة القيمة ، آيا قيامت برخاسته ؟ عيسى گفت : نه و لكن من از خداى خود خواستم تو را زنده كند . سپس به او گفت : تو در جوانى فوت شدى ، چرا مويت سفيد گشته ؟ گفت : چون آواز تو را شنيدم ، پنداشتم قيامت برخاسته ؛ از هول آن موى سرم سفيد شد . پس به او گفت : مت بإذن اللّه ؛ به فرمان خدا بمير ! مرد . كلبى روايت كرده : عيسى عليه السّلام خدا را به يا حىّ يا قيّوم مىخواند ، حق سبحانه دعاى او را اجابت مىكرد ، انتهى الحديث .

[ حكايت حال ايوب ( ع ) ] 7 نجمة

از جمله آياتى كه بر وقوع رجعت در امم سابق دلالت دارد ، آيهء
وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ