تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
لَمُهْتَدُونَ
« 1 » ؛ گفتند : گاو ميانه‌سال كه رنگش زرد باشد ، بسيار است ، نشانهء ديگرى بگويد كه ممتاز شود ، چون گاوها به هم مشتبه مىشوند .
قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ
« 2 » ؛ گفت : خداى تعالى مىفرمايد : بايد ذلّت بوق نديده باشد ؛ يعنى زمين شخم نكرده و آب‌كشى هم نكرده باشد و در تمام پوستش نقطه‌اى غير از زردى نباشد . رفتند ، مدّت‌ها گردش كردند ، يك گاو به آن صفات جستند . خواستند آن را بخرند ، صاحبش فهميد كه بقرهء موصوفه ، منحصر در فرد گشته و از جانب خدا حكم شده همين گاو مخصوص ، كشته شود و كسى گاوى به اين صفات ندارد ، گفت : قيمت گاوم آن است كه پوستش را پر از زر كنيد . رفتند به موسى شكايت كردند و گفتند : صاحب گاو مىگويد قيمت گاو اين است ، چگونه بخريم ؟ فرمود : لا يحلّ مال امرء الّا بطيب نفسه و النّاس مسلّطون على اموالهم ؛ اختيار با صاحب گاو است او بايد راضى شود ، من حكم نمىكنم كه عنفا به قيمت دلخواه به شما بدهد . خداى تعالى مىفرمايد :
فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ
، نزديك بود به جهت گرانى قيمت ، از سر اين كار بگذرند ، گاو را نخرند و از امر خدا مخالفت كنند . فسبحان من فاوت بين الخلق ؛ چقدر خلقت‌ها مختلف است ، خداوند به طايفه و قبيله‌اى مىفرمايد گاوى بكشيد ، آن‌همه مماطله مىكنند ،
فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ
« 3 » و به ابراهيم مىگويند پسرت را قربانى كن ! هفتاد مرتبه به قوّت كارد بر حلقش مىكشد كه او را بكشد . خرج ابو بكر من جميع ماله و بخل ثعلبتة بن خاطب بالزكوة و جاد حاتم في حضره
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 70 . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 71 . ( 3 ) . سوره بقره ، آيه 71 .