مترجم گويد : قول زكريّا ؛ چنانكه خداى تعالى حكايت نموده ، اين است :
فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
« 1 » ؛ پروردگارا ! از قدرت كامل خود ، پسرى به من كرامت فرما تا از من و آل يعقوب ميراث برد و قصّهء سليمان اين است ؛ چنانكه خداى تعالى مىفرمايد :
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ
« 2 » ؛ سليمان به داود وارث گرديد .
فاطمه عليها السّلام اين دو آيه را براى ابو بكر و عمر حجّت گرفت و گفت : شما مىگوييد پيغمبران براى اولاد خود ميراث نمىگذارند ، پس اين دو آيه را چگونه جواب مىگوييد ؟
بعد از آن ، فاطمه عليها السّلام گويد : عمر به من گفت : قبالهاى كه پدرت در خصوص فدك براى تو نوشته ، بيرون آور ! قباله را درآوردم ، آن را از من گرفت ، پيش مهاجر ، انصار و ساير عرب گشود ، بر آن ، آب دهان انداخت و پارهاش كرد . در آن حال گريستم ، اندوهناك و گريهكنان در گرمى هوا نزد قبر تو آمدم و به خداى تعالى و به تو ، اى پدر ! استغاثه نمودم و پناه آوردم ، به قول رقيّه دختر صفى متمثّل شده ، گفتم :
قد كان بعدك انباء حنبئة * لو كنت شاهدها لم يكبر الخطب
انّا فقدناك فقد الأرض وابلها * و اختلّ اهلك فاشهدهم فقد لعبوا
ابدت رجال لنا فحوى صدورهم * لمّا وريت و حالت دونك الحجب
لكلّ قوم لهم قرب و منزلة * عند الأله على الادنين مقترب
يا ليت قبلك كان الموت حلّ بنا * اما اناس ففاز و ابا لذى طلبوا
بعد از وفات تو خبرهاى شدايد و مصايب واقع شد ، اگر تو در وقوع آنها حاضر بودى ، هرآينه مصايب و شدايد بزرگ نمىشدند . به درستى كه تو را مفقود و ناياب كرديم ؛ چنانكه زمين قطرهء باران را مفقود مىگرداند ، اهلوعيال تو مختلّ و پريشان شدند ، پس حال ايشان را ببين كه ابنا چگونه با ايشان بازى مىكنند ؛ يعنى به اذيّت و
هامش
( 1 ) . سوره مريم ، آيه 5 و 6 .
( 2 ) . سوره نمل ، آيه 16 .