تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
در غيبت ، فضل بن شاذان « 1 » همين مضمون را به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است .

[ پرسش و پاسخ پيرامون قرآن ]

انشاى مقال و جواب سؤال بعد از اين‌كه از اين اخبار مذكور و اخبار كثير ديگر كه مجموع آن‌ها به حدّ تواتر رسيده ، محقّق و معلوم شد قرآنى كه فعلا در ميان مسلمانان به كتاب آسمانى ، معروف و به وحى سبحانى ، مشهور است قرآنى نيست كه امير عليه السّلام جمع كرده و نزد ائمّه بوده تا به حضرت بقيّة اللّه رسيده ، پس اگر كسى سؤال كند : چگونه براى ما مسلمانان و لا سيّما شيعيان امير مؤمنان ، قرائت نمودن اين و ترتيب آثار قرآنيّت نمودن بر اين جايز است ، بلكه قرائت قرآن بر نحوى كه نازل شده ، بر ما لازم است و اين‌كه بر آيات اطّلاع پيدا كنيم كه كدام بر خلاف آيات و مواردى است كه نزد ما شايع است . جوابش اين است : ائمّهء طاهرين - سلام اللّه عليهم اجمعين - ما را در قرائت و ترتيب اثر قرآن نمودن بر همين قرآن موجود ميان ما مرخص فرموده‌اند و به ما اذن نداده‌اند آن را در موضعى قرائت نماييم كه مىدانيم خلاف حقيقت است ، يا بر حقيقت آن بر نحو حقيقت آن‌چه نازل شده ، مطّلع شده‌ايم ، دليل بر اين مدّعى اخبار كثير وفيرى است كه در اصول معتبر شيعه ثبت و ضبط شده است . از جمله در كافى به اسناد خود از بعض اصحاب حضرت ابى الحسن عليه السّلام روايت نموده كه گفت : به آن جناب گفتم : فدايت گردم ! ما آياتى در قرآن مىشنويم كه آن آيات آن‌چنان‌كه ما آن‌ها را مىشنويم ، نزد ما نيست و نيكو نمىدانيم آن‌ها را قرائت نماييم . فرمود : به همان نحوى قرائت نماييد كه آن‌ها را قرائت مىكنند . ايضا در كافى « 2 » به اسناد خود از سالم بن سلمه روايت نموده كه گفت : مردى
هامش
( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى [ گزيده ] ، ذيل حديث سىونهم ، ص 302 . ( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 632 .