پس اين غيبت عظيمترين امتحان و اختبار براى شيعيان آن بزرگوار است ؛ چنانكه در روايت سدير صيرفى و شرفيابىاش با سه نفر ديگر خدمت حضرت صادق عليه السّلام به آن تصريح شده و ما آن روايت را در نجمهء ششم از عبقريّهء اوّل اين بساط كه اين تذنيب راجع به آن است ، نقل نمودهايم ، فارجع اليها و قل اللّهمّ قرب ظهوره و عجّل فرجه و فرجنا به .
[ حكمت ترك توقيت ظهور ]
تذنيب دوّم كه راجع به عبقريّهء دوّم مىباشد ، آن است كه بايد دانست ، از امورى كه در اخبار كثير به آن تأكيد شده ، تعيين ننمودن وقت ظهور حضرت بقيّة اللّه است ؛ چنانكه شطر وافرى از آنها در عبقريّهء مذكور سمت تحرير يافت كه از جملهء آنها كذب الوقاتون أو كذب الموقّتون است و ممكن است گفته شود حكمت در ترك توقيت و احتمال ظهور آن بزرگوار در هر زمان ، بلكه در هر سال ، هر ماه ، هر هفته و هرروز ، چند امر است :
اوّل : چون بدا به معنى صحيح آن براى خداى تعالى ثابت است كه طايفهء شيعه به آن قايلاند و در تضاعيف اين كتاب چندجا به آن تصريح شده ، بلى ، انّ اللّه المشيّة في جميع مقدّراته و چون بدا ثابت است ؛ پس تقديم ، تأخير ، تغيير و تبديل در مقدّرات او سبحانه جايز است و زمان ظهور آن حضرت يكى از مقدّرات بارى تعالى است كه بدا در آن تطرّق مىيابد ؛ چنانكه صريح بسيارى از اخبار ما شيعهء اثنا عشريّه است ، پس اگر ائمّهء طاهرين عليهم السّلام از براى او وقتى را تعيين مىفرمودند و بدا در آن راه مىيافت ، نزديك به اين مىشد كه در صدق مخبر شكّ و ريب واقع شود و لذا آن بزرگواران فرمودهاند : ما وقّتنا و لا نوّقت .
دوّم : ترك توقيت و ارجاع ظهور آن سرور بهسوى ارادهء بارى تعالى و احتمال دادن ظهور آن نور موفور السرور در امروز و فردا ؛ قهرا باعث شوق و الحاح در دعاى تعجيل ظهور مىشود و بسا ظهور آن بزرگوار ، معلّق بر دعا در تعجيل و الحاح در طلب