ثالثا ؛ فايدهء ديگر براى انتظار فرج آن است كه لازمهء آن ، دوست داشتن منتظر است كه در عداد اصحاب مهدى موعود عليه السّلام ، معدود گردد و آن حضرت را اعانت و نصرت نمايد و لازمهء اين محبّت ، آن است كه او در اصلاح نفس خود ، سعى و اخلاقش را مهذّب نمايد ، به كسب اخلاق حميده ، دورى جستن از اخلاق ذميمه و به حلّيهء علم و عمل ، خود را محلّى بدارد تا قابليّت تشرّف حضور باهر النور آن سرور و منشأ توجّه و خدمت بودن نزد آنجناب ، برايش حاصل شود كه اگر از انتظار فرج مهدى ، اين فايده و ثمره براى منتظر پيدا شود ، فبخّ بخّ ، زيرا ماوراى عبّادان ، قريهاى بالاتر و برتر از اين ، مقامى نيست .
رابعا ؛ فايدهء ديگر براى انتظار فرج آن است كه همانطورىكه آن ، منتظر را به سوى اصلاح نفس او ، بلكه بهسوى اصلاح غيراو ، نيز از هيأت اجتماعى و لا سيّما الشيعيّه مىكشاند ، همچنين باعث مىشود منتظر ، مقدّمات و معدّاتى را تهيّه نمايد كه موجب غلبهء آن نور موفور السرور بر اعادى باشد ؛ خصوصا وقتى بداند غلبهء بر عدوّش به اسباب عادّى ما تحت الطبيعه است كه از قبيل خرق عادت و اعجاز باشد .
آنچه ذكر نموديم ، نبذى از فوايد مترتّب بر انتظار فرج آن امام عالميان بود و اگر بخواهى بدانى انتظار فرج كاشف چه ميزان از خصال حميده و صفات پسنديده است ، پس به آنچه بر تو عرضه مىشود ، گوش دار از جمله آنها كاشفيّت او از كمال عقل و صحّت ادراك منتظر است ، زيرا لزوم وجود امام را در هر آن و زمان مىداند و نيز مىداند آن مهدى موعود است ؛ پس به او ايمان آورده ، بدون آنكه شخص شريفش را ديده باشد و اين خود ، كاشف از كمال عقل است ، كما لا يخفى .
دوّم : آن ، كاشف از دوست داشتن اقامهء حقّ ، عدل ، اجراى احكام اللّه و حدود آن ، جريان امور بر قطب و محور صحيح خودشان و رسيدن هر انسانى ، بلكه هر موجودى به كمالى است كه براى رسيدن به آن ، خلقت شدهاند .
سوّم : آن ، كاشف از صدق ولا ، محبّت و مودّت او به اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و ذوى القربى او ، چراكه به ظهور آن سرور ، دولت ذوى القربى و اهل بيت رسول بر پا
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 96
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٩٦