تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
ايضا بايد دانست شرايع الهى تماما تعلّمات و برنامه‌هاى ادبى ، مادّى دنيوى ، اخروى ، انفرادى و اجتماعى مىباشند و ازمنهء اين عالم مدرسه‌ها و معاهد علميّه مىباشند و انبيا و رسل ، مبلّغ و معلّم اين مدارس هستند و براى هر درس و مدرسه‌اى امتحاناتى لابدّ است كه مناسب حال آن‌ها باشد و حوادثى كه در اين عالم كون و فساد واقع مىشود ، امتحانات درس‌هايى است كه انبيا و رسل ، متعهّد تبليغ و تعليم آن‌ها شده‌اند كه غالبا به آن‌ها مقدار تأثيرشان در نفوس شناخته مىشود ، قال اللّه تعالى ؛
الم * أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
« 1 » . هم‌چنين چون شريعت اسلامى ؛ به قول مطلق اكمل شرايع است و چيزى از معارف در آن است كه در غير آن يافت نمىشود ، پس ناچار بايد در آن چيزى جارى شود كه در شرايع سالفه جارى شده ؛ از امتحانات و اخبارات به انواع مختلف كه در آن‌ها واقع شده حذو النعل بالنعل و القذّة بالقذّة ؛ به جهت اشتمال اين شريعت كليّهء جامعه بر دروس آن شرايع به نحو اتمّ و اكمل . از اهمّ آن‌چه امم سابقه به آن اختبار و امتحان شده‌اند ، غيبت جلى از انبيا و اوصياى آن‌هاست . پس چاره نيست از آن‌كه چنين غيبتى در اين امّت مرحومه هم واقع شود ؛ چنان‌كه خود پيغمبر غيبت فرمود و مدّت سه سال در شعب ابيطالب و چند وقتى در غار ثور از قوم خود اعتزال نمود ، بلكه غيبتى فرمود كه براى هيچ‌يك از انبيا و اوصيا چنان غيبتى نبوده و آن ، تشريف بردن آن بزرگوار به معراج است ، چراكه به صريح روايات ، مدّت ذهاب و اياب آن بزرگوار به معراج ، سه ساعت طول كشيد و در جواز غيبت حجّت از محجوج عليهم فرقى ميان طول مدّت و زيادى آن نيست . چنان‌كه شيخ صدوق در اول كمال الدين تصريح فرموده : غيبت آن سرور ، رفتن از اين نشأة به نشأة ديگر بوده ، نه از صقعى به صقع ديگر از اين نشأة چنان‌كه در غيبات انبيا و اوصيا بوده ، از جمله ، غيبت حضرت بقيّة اللّه - عجل اللّه تعالى فرجه - است كه نتيجهء آن ، تبيّن رشد از غىّ و مؤمن از منافق است .
هامش
( 1 ) . سوره عنكبوت : آيه 2 .