[ درخواست كليد كعبه توسط رسول خدا ( ص ) ]
نقل كلام عن صاحب تفسير المنهج لاستقامة ما في المذكورات من العوج در تفسير منهج الصادقين آمده : در سبب نزول اين آيهء شريفهء
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
« 1 » مفسّران اختلاف دارند بعضى معتقدند چون رسول صلّى اللّه عليه و آله مكّه را فتح نمود ، خواست در خانهء كعبه - زادها اللّه شرفا - داخل شود و عثمان بن طلحة بن عبد الدار كليد آن را داشت ، او از سدنهء كعبه بود و امر فرمود تا كليد خانه را از عثمان بن طلحه طلب دارند . چون از او طلبيدند ، گفت : نزد مادر من است ، سلافه نزدش روم و از وى بگيرم . وقتى نزد مادر آمد ، به وى كليد نمىداد و مىگفت : اگر كليد را از تو بگيرند ، ديگر به تو نخواهند داد و اين كليد به طريق ارث از عبد الدار به شما رسيده . عثمان مبالغه مىكرد و حضرت در مسجد الحرام انتظار مىكشيد . آخر الامر ابو بكر و عمر بر سراى سلافه آمدند ، عمر به آواز بلند گفت : اى عثمان بن طلحه ! بيرون آ كه انتظار رسول خدا از حدّ گذشت .
سلافه كليد را به پسر داد و گفت : تو بستانى بهتر است تا تيم وعدى بگيرند . عثمان مفتاح برداشته ، نزد حضرت آورد و آن سرور دست دراز كرد كه از وى بستاند .
عبّاس برخاست و گفت : يا رسول اللّه ! چنانكه سقايت زمزم را به من تفويض فرمودهاى ، حجابى خانه را نيز به من ارزانى فرما ! عثمان بعد از استماع اين سخن باز دست كشيد .
حضرت فرمود : اگر به خدا و رسول ايمان دارى ، مفتاح خانه را به من ده !
عثمان گفت : اينك امانت اللّه را بستان ! حضرت بعد از آنكه از خانه بيرون آمد ، مفتاح را به دست وى داد .
مرتضى على - صلوات اللّه عليه - پيش رفت و گفت : يا رسول اللّه ! اگر مصلحت باشد ، حجابت را به اهل البيت عطا فرما ! چنانكه سقايت زمزم را بديشان دادى . فى الحال جبرييل به اين آيه نازل شد . حضرت فرمود : يا على ! من به شما كارى مىفرمايم كه از
هامش
( 1 ) . سوره نساء : آيه 58 .