اسماعيل بود ، تا آنكه از دنيا درگذشت و پس از فوت آن بزرگوار ، اولاد آن سرور مشغول خدمت بيت اللّه بودند ، تا اينكه عمالقه بر ايشان مستولى شده ، خدمت كعبه برعهدهء ايشان قرار گرفت ، تا وقتى كه طايفهء جرهم بعد از خرابى سدّ مآرب از جانب يمن به مكّه آمدند . ايشان بر عمالقه مستولى شدند ، خدمت بيت اللّه الحرام برعهدهء ايشان مقرّر گرديد و در تمام حجاز حكمران شدند .
بعد از اينكه راه بغى و فساد را پيمودند ، خداوند و با را بر ايشان مستولى كرد و امر ايشان بعد از رهسپار شدن جمّى غفيز و جمعى كثير از آنها به سراى آخرت ضعيف گرديد ، بهنحوىكه اولاد حضرت اسماعيل بر ايشان مستولى شده ، خدمت كعبه را از آنها استرداد نمودند و ايشان را از مكّه به اراضى جهنيه - كه در شمالى ينيع است - اخراج كردند .
اين بود ، تا آنكه طايفهء خزاعه بر اولاد اسماعيل غلبه نموده ، متصدّى خدمت كعبهء معظّمه گرديدند و روزگارى دراز سدانهء كعبه و سقايت حاج برعهدهء ايشان بود تا زمانى كه قصىّ بن كلاب ، جدّ چهارم ، حضرت ختمى مرتبت و فرزند بيست و چهارم حضرت اسماعيل ، از جانب شام به مكّه مراجعت فرمود ، چون مادر آن جناب او را در سنّ طفوليّت به موجبى كه مجال ذكر آن نيست ، به شام برده بود . پس قصىّ ، قريش را جمع نمود و به واسطهء حسن سياست و ذكاوت ذاقيّه و شرافت اصليّه كه داشت ، شمل آنها را به جمع مبدّل كرد ، تا آنكه از طايفهء خزاعه حجابت بيت و كليددارى كعبهء معظّمه را خريد .
سپس آنها را از مكّه كوچانيد و به بطن مرّ ، كه به وادى فاطمه مشهور است ؛ سكنا داد و از اينجهت شأن قصىّ بالا گرفته ، تا آنكه منصب سقايت ، حجابت ، رفادت و لوايى كه رأيت حرب بود ؛ در جنابش مجتمع شد و تا زمان آن جناب اين چهار منصب بزرگ در احدى جمع نشده بود .
آن بزرگوار دار الندوه را كه دار الشوراى قريش بود ، تأسيس فرمود و كارش در مكّهء معظّمه به درجهء بالا گرفت كه برعهدهء قبايل و عشاير ضرب خراج فرمود و آن جناب
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 403
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٠٣