ذمّهء فلان و فلان باوجود اينكه اكثر اينها پيش از تولّد ايشان واقع شده ، اين است كه خالق بىهمتا نورى و به تبعيّت آن در مقابلش ، ظلمتى آفريده كه ظلّ آن نور است ؛ چنانكه فرموده :
وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ
« 1 » .
به عبارت ديگر ، خيرى و به ازاى آن ، شرّى خلق كرده و به عبارت ديگر محقّى و در مقابلش مبطلى آفريده ، تا اينكه خلايق را امتحان نمايد و خبيث را از طيّب و بدان را از نيكان جدا گرداند ، زيرا اگر تنها نور را مىآفريد ، هرآينه اساس امتحان از هم مىپاشيد . بنابراين ، لازم و متحتّم است هر ظلمتى كه در مقابل نورى و يا هر مبطلى كه در مقابل محقّى است ؛ در قوّت و ضعف با آن برابر باشد ، زيرا اگر آن ظلمت چنان باشد كه در وهلهء اوّل در مقابل آن نور ، مضمحل و مغلوب شود ، باز معاملهء امتحان به اتمام نمىرسد .
در اين باب شكّى نيست كه از ميان انوارى كه خداوند آفريده ، نورى از نور پاك محمد و على عليهما السّلام قوىتر نيست ، زيرا آن ، اوّل چيزى است كه خداوند كردگار آفريده و خود حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرموده : اوّلين چيزىكه خداوند آفريد ، نور من است و هرچه به مبدأ نزديكتر شود ، از آنچه از مبدأ دور است ، اقوى و اشرف مىباشد ، پس نور آن دو بزرگوار از انوار ساير انبيا و اوصيا قوىتر است ، زيرا نسبت به همهء آنها اصل است و ظلّ و ظلمتى كه در مقابل اين نور پاك است ، ظلمت آن دو نفر مىباشد .
بنابراين به حكم مقدّمهء مذكور ، لازم مىآيد ظلمت اين دو نفر از ظلمت ساير اشقيا حتّى از ظلمت شيطان هم قوىتر باشد ؛ چنانكه شيطان ، فريب دوّمى را خورد و از اينجهت گفته شده :
إن كان ابليس اغوى الناس كلّهم فأنت يا عمر ! اغويت شيطانا ؛ يعنى ابليس همهء خلايق را گمراه كرد و ايشان را فريب داد و تو اى عمر ! شيطان را گمراه كردى و او را فريب دادى .
پس ظلمت اين دو نفر ، از ظلمت ساير اشقيا بيشتر است ، زيرا اين ظلمت مقابل نور
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 1 .