[ سبز شدن درخت خشك ]
ان شاء فقال في جواب و سؤال اگر كسى سؤال كند : چگونه و چرا درخت خشك از آويختن آن دو نفر بر آن سبز و خرّم مىشود ، تا آنكه ياران و دوستان ايشان اين سبز شدن درخت خشك را براى ايشان كرامتى دانند و به واسطهء ديدن اين كيفيّت ، از ايشان بيزارى نجويند و در محبّت به ايشان ثابت و راسخ گردند ؟
جوابش اين است : اوّل ؛ اين از باب امتحان و متميّز شدن خوبان از بدان است .
ليميز اللّه الخبيث من الطيّب و ابواب امتحانات خداوند عالميان براى عباد و بندگان مجرى بىپايان است .
دوم : بايد دانست خداوند متعال ، انسان را به عقل و فطانت و فراست ، آراسته و زيب و زينت داده ، حيف است او نور دانش و فطانت خودش را از خود دور كند ، از صقع فراست و چيز فهمى مهجور گردد و امرى كه از وضوح و آشكارى ، كالنور على الطور است ، بر او مجهول باشد ، آن را نفهمد و نداند .
اى عزيز ! در مثل آنروزى كه آنها را با كمال ذلّت از قبر بيرون مىآورند و به درخت آويزان مىكنند ، كرامت آن نباشد كه اگر درخت سبز و خرّم باشد ، به واسطهء اندوه و غم از دار كشيدن آنها به بالاى او پژمرده و خشك گردد ، نه مثل آنروزى كه احيا و اموات ، زمين و آسمان بهجهت اهانت به ايشان - عليهما العائن اللّه - مسرور و در عيش و سرور باشند ، چون در اين حال ، بايد درخت خشكيده ، سبز و خرّم و مثل مردهاى كه زنده مىشود ، تر و تازه شود مگر در همين حديث مفضل كه بعد از اين ذكر مىشود و در احاديث ديگر نديده و از لسان اخيار نشنيده كه تمام آنچه از شرور است ، از ناحيه شرّ و از پرتو خباثت آن دو شخص در سقر مقرّ است .
سرّ : شايد سبز شدن آن درخت خشك ، زنده شدن او بعد از مردنش است كه به سبب ظلم آن دو نفر بر او و بر غير او از ساير نباتات ، حيوانات و اناسى واقع شده و قطع نمودن ايشان از وصول فيوضات لايق هريك از افراد و اصناف به آنها و سبز شدن آن