خويش تأويل نمود مگر آنكه بر امتناع ظاهر آن ، برهان عقلى قائم شود ، چون آن نفوس قدسى و حجج الهى براى دعوت الى اللّه و ارشاد و هدايت عباد اللّه مبعوث و مأمور گرديدهاند ، نه براى اينكه به لغز و معمّا و تعميهاى سخنرانى كنند ، خلق را دستخوش حيرت نمايند و در چاه ضلالت اندازند و لذا حضرت ائمّهء هدى عليهم السّلام شيعيان خود را تربيت فرموده ، دستور دادند چون حديثى از ما به شما برسد كه عقل شما آن را ادراك ننمايد ، آن را انكار نكنيد و علم آن را به ما اهل بيت نبوّت و رسالت واگذاريد .
[ حديث مفصّل مفضّل ] 4 نجمة
در حديث مفصّل مفضل بن عمر كه در كيفيّت گزارشات زمان ظهور نور موفور السرور حضرت حجّة بن الحسن و رجوع ائمّهء هدى به عاريت سراى دنيا است بعد از اينكه حضرت صادق عليه السّلام پايتخت آن جناب را كوفه مىشمارد و فصل مشيعى از آنجا و كربلاى معلّا تعريف و توصيف مىفرمايد ، مفضل عرض مىكند : اى سيّد من ! بعد از آنكه آن حضرت از كوفه بيرون مىآيد ، كجا مىرود ؟
حضرت مىفرمايد : به مدينهء جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله . وقتى آنجا مىرود ، مرتبه و مقامى عظيم و عجيبى براى او ظاهر مىگردد كه به سبب آن ، براى مؤمنان شادى و براى كافران خوارى ظاهر مىشود .
مفضل عرض كرد : اى سيّد من ! آن مرتبه و مقام عجيب چيست ؟
حضرت مىفرمايد : آن جناب به قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىرسد و مىفرمايد : اى گروه خلايق ! آيا اين قبر ، قبر جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ؟
عرض مىكنند : آرى ، اى مهدى آل محمد !
بعد از آن مىپرسد : چه كسانى با جدّم رسول خدا در قبر هستند ؟
در جوابش گويند : دو همصحبت و همخوابهء او كه فلان و فلان باشند .